تبليغاتX
متی ترانا و نراک؟ - الهی و ربی من لی غیرک...؟

الهی و ربی من لی غیرک...؟

 

چه زیبا می فرماید مولایمان امیرالمومنین علیه السلام :

آگاه باشيد دنيا به آخر رسيده و پايان يافتن خويش را اعلام كرده است.

زيبايى هايش به زشتى گراييده، و روى برگردانده و به سرعت دور مى شود.

دنيا ساكنان خويش را به سوى فنا مى راند، و همسايگانش را با آهنگ مرگ پيش مى برد.

آنچه از دنيا شيرين بوده به تلخى گراييده، و آنچه صاف و زلال بوده تيرگى يافته است.

از دنيا چيزى باقى نمانده مگر به اندازه ته مانده ظرف آبى، يا جرعه ناچيزى همچون مقدار آبى كه به هنگام كمبود و جيره بندى شديد آب به افراد مى دهند، و به اندازه اى كم است كه اگر تشنه اى آن را بنوشد هرگز عطش او فرو نمى نشيند.

حال كه وضع دنيا چنين است اى بندگان خدا تصميم بر كوچ كردن از اين سرا بگيريد كه زوال و نيستى بر اهل آن فرض شده است، نكند آرزوها بر شما چيره شود و مبادا گمان بريد كه عمرتان طولانى خواهد بود.

به خدا سوگند اگر همانند شترانى كه بچه خود را از دست داده اند ناله سر دهيد و همچون كبوتران نوحه گرى كنيد، و بمانند راهبان تارك دنيا زارى نماييد و دست از اموال و فرزندان بكشيد تا به قرب الهى و مقامات والا نزد او، و آمرزش گناهانى كه كاتبان الهى آن را ثبت كرده و رسولان او، آن را نگهدارى مى كنند، دست يابيد، (همه اينها) در برابر ثوابى كه من براى شما انتظار دارم و عقوبتى كه از آن بر شما بيمناكم بسيار كم و ناچيز است.

به خدا قسم اگر دلهاى شما به كلّى آب شود و چشمهايتان از شدّت شوق به خدا و يا از خوف او (به جاى قطرات اشك) خون ببارد، سپس تا پايان دنيا زنده بمانيد و تا آنجا كه در توان داريد در اطاعت خدا تلاش و كوشش كنيد، باز اعمالتان پاسخگوى نعمت هاى عظيم الهى بر شما نيست، به ويژه نعمت هدايت شما به سوى ايمان.

(خطبه ی 52 نهج البلاغه)

 

پی نوشت :

اى دل عبث مخور غم دنيا را / فكرت مكن نيامده فردا را!

بشكاف خاك را و ببين آنگه / بى مهرى زمانه رسوا را

اين دشت خوابگاه شهيدان است / فرصت شمار وقت تماشا را

از عمرِ رفته نيز شمارى كن / مشمار جَدْى و عقرب و جوزا را

اين جويبار خرد كه مى بينى / از جاى كنده صخره صمّا را

آموزگار خلق شديم امّا / نشناختيم خود الف و با را

بت ساختيم در دل و خنديديم / بر كيش بد برهمن و بودا را

در دام روزگار ز يكديگر / نتوان شناخت پشّه و عنقا را

اى باغبان سپاه خزان آمد / بس دير كِشتيم اين گُل رعنا را

 

 

 

 

!! نوشته شده توسط سید سينا | | سه شنبه نهم تیر 1388 •