تبليغاتX
متی ترانا و نراک؟

محبت اهل بیت (علیهم السلام)

به پیروی از فرمایشات استاد عزیزم ،   در سایه سار معرفت  :

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

«قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبى »

 

(_ای پیغمبر_) بگو : من هیچگونه  اجر و پاداشی از شما در خواست نمیکنم جز دوستی خویشاوندانم .

 

 

(سوره شوری ، آیه ی 23)

 

 

----------------------------------------------

 

«هنگامى كه پيامبر وارد «مدينه» شد و پايه هاى اسلام محكم گرديد، انصار گفتند: ما خدمت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) مى رسيم و عرض مى كنيم: اگر مشكلات مالى پيدا شده، اين اموال ما بدون هيچگونه قيد و شرط، در اختيار تو قرار دارد، هنگامى كه اين سخن را خدمتش عرض كردند، آيه قُلْ لاأَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبى: «بگو: من مزدى از شما در برابر رسالت، جز محبت نزديكانم نمى طلبم» نازل شد، و پيامبر(صلى الله عليه وآله) بر آنها تلاوت كرد، سپس فرمود: نزديكان مرا بعد از من دوست داريد، آنها با خوشحالى و رضا و تسليم از محضرش بيرون آمدند، اما منافقان گفتند: اين سخنى است كه او بر خدا افترا بسته، و هدفش اين است كه ما را بعد از خود در برابر خويشاوندانش، ذليل كند، آيه بعد نازل شد: «أَمْ يَقُولُونَ افْتَرى عَلَى اللّهِ كَذِباً»، و به آنها پاسخ گفت، پيامبر(صلى الله عليه وآله) به سراغ آنان فرستاد، و آيه را بر آنها تلاوت كرد، گروهى پشيمان شدند و گريه كردند، و سخت ناراحت گشتند، آيه سوم نازل گرديد: «وَ هُوَ الَّذِي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ».

پيامبر به سراغ آنها فرستاد، و آنها را بشارت داد كه توبه خالصانه آنان مقبول درگاه خدا است.»

 

******************

ملاک و معیار بهشتی یا جهنمی بودن یک شخص، ارادت و محبت او نسبت به اهل بیت پیغمبر (علیهم السلام)  است.

زیرا اگر در آیه ی مذکور دقت کنید ، متوجه می شوید که پیامبر در واقع از ما هیچ اجر و مزدی نخواسته. همان طور که باز هم در جای  دیگری می فرماید : «...ان اجری الا علی الله» (اجر من با خداست)

در واقع این دو آیه با یکدیگر منافات ندارند . زیرا این محبت و ارادت ما نسبت به اهل بیت پیغمبر (علیهم السلام)  به سود خودمان است؛ و پیامبر اکرم (صلى الله عليه وآله)  نیازی به این محبت ما ندارد. مَثَل امام معصوم ، مَثَـَـل خورشید است. اگر ما نتوانیم از نور خورشید بهره ببریم خودمان ضرر کرده ایم وگرنه خورشید نیازی به ما ندارد. خدمتتان مثالی عرض می کنم : اگر من خانه ام را  به گونه ای بسازم که هیچ پنجره ای نداشته باشد و نتوانم از نور خورشید بهره ببرم ؛ آیا از خورشید چیزی کم میشود؟! و اگر هم من از خورشید استفاده کنم ، آیا چیزی بر خورشید افزوده میشود؟! در واقع معصومین ما همینگونه هستند. آن ها از ما بی نیاز هستند و ما به آنها نیازمندیم. اگر کسی بگوید من با خورشید قهرم و نمی خواهم از او استفاده کنم، آیا مورد مضحکه و تمسخر قرار نخواهد گرفت؟؟ حال اگر کسی خانه اش را طوری بسازد که پنجره های زیادی داشته باشد و بتواند از آن استفاده کند ، سود آن عاید خودش میشود.

بیایید ما نیز خانه ی دلمان را با پنجره های نماز ، روزه ، توسل ، ذکر و.... منور کنیم ؛ شاید آقا نگاهی به ما انداخت...!

حال از بحث اصلی دور نشویم . همیشه این سوال مطرح می باشد که ما چگونه می توانیم از وجود مبارک اهل بیت (علیهم السلام)  بهره ببریم؟

اگر در آیه ای که ابتدای عرایضم قرائت نمودم ، دقت کنید ، به این نتیجه می رسید که خداوند می خواسته مردم را به کمال برساند با محبت اهل بیت  (علیهم السلام)  . (دقت کنید)

و اما توضیح مطلب فوق:

بر همه ی ما ثابت شده ، این عشق و علاقه است که انسان را به حرکت می آورد. دختر و پسر جوانی را فرض کنید که قبل از ازدواج با هم، هر یک آدم هایی تنبل و خودخواه بودند . اما همین که با یکدیگر ازدواج کردند و به یکدیگر علاقه مند شدند از خود به خاطر دیگری گذشتند ؛ پسری که تا نزدیکی ظهر می خوابید ، به عشق همسرش صبح زود از بستر بر میخیزد و به دنبال کسب روزی می رود. حتی اگر این ها صاحب فرزندی هم بشوند ، بد تر! دختری که هرگز راضی نمیشد از خودش بخاطر دیگری بگذرد و اگر از او کاری میخواستی سر باز میزد ، تا صدای گریه ی کودکش را میشنود در هر حال که باشد ، به سرعت فرزند خود را در می یابد ..... پس نگاه کنید عشق انسان را به حرکت در می آورد . کانون زندگی را عشق گرم می کند!

پس انسان برای آنکه بتواند زندگی را ادامه دهد به عشق و امید نیاز دارد. چه بسیار افرادی که از اینها بی بهره بودند و سرنوشتی جز خود کشی نداشتند!!

.....

امام صادق (ع) فرمود : اگر عشق خدا در دل نباشد ، عشق دیگری جایش را می گیرد.

از اینکه حدیث را بدون مقدمه ذکر کردم ، پوزش می طلبم اما شاید متوجه منظورم شده باشید....

منظورم این است که انسان باید دل خودش را از عشق خدا و "عشق به اهل بیت (علیهم السلام)  در راستای عشق خدا" مملو کند. زیرا این عشق است که انسان را به حرکت در می آورد .

 اگر عشق به اهل بیت (علیهم السلام)  در دل کسی زنده شود ، آن شخص روز به روز بر درجه ی ایمان و یقینش افزوده می شود. زندگی اش هر روز بهتر از روز قبل است؛ دیگر زندگی اش بی هدف نیست.

«اگر عشق به اهل بیت (علیهم السلام)  در دل کسی زنده شود ، آن شخص پس از مدتی به طور نا خود آگاه از آن ها الگو برداری می کند. (زیرا فهمیدیم این عشق است که انسان را به حرکت در می آورد.)

اگر عشق به اهل بیت (علیهم السلام)  در دل کسی زنده شود، آن شخص بعد از مدتی خود را تربیت شده ی مکتب اهل بیت (علیهم السلام)  می یابد... زیرا قدرت نفوذ اهل بیت (علیهم السلام)  در دل کسی که دنبال سعادت است،  بسیاااااااااااااار زیاد می باشد...»

اگر کسی این توفیق را پیدا کرد که عاشق اهل بیت (علیهم السلام)  بشود ، خود اهل بیت (علیهم السلام)  او را تربیت می کنند.... پس از مدتی خود اهل بیت (علیهم السلام)  از وی انسانی کامل می سازند ، فقط یک شر ط دارد ؛ انسان باید در برابر اهل بیت (علیهم السلام)  تسلیم محض باشد. (به قول استاد گرامی ام ، بهار : ) باید خودش را بشکند ، غرور و تکبر و بهانه و چرا و چطور ممنوع! مثلا اگر امام معصوم (ع) در وسط روز فرمود : الآن شب است ، باید بگویی چشم ! الان شب است. یا اگر در نیمه ی شب فرمود : الان روز است باید بگویی بله! الان روز است. (البته امام معصوم هیچگاه در وسط روز  نمی گوید اکنون شب است . این یک مثال بود که بدانیم تسلیم تا چه حد...!!!) یا اگر حدیثی از ائمه شنید باید در حد توان خویش بدان عمل نماید. و نباید بهانه آورد: که این، به درد این زمانه نمی خورد و.......

 

حال باید بدانیم چگونه می توان محبت اهل بیت (علیهم السلام)  را در دل زنده کرد؟

 

در جواب باید عرض کنم که هر چه معرفت و شناخت ما از اهل بیت (علیهم السلام)  بیشتر شود ، محبت  ما نیز به همان اندازه بیشتر می شود. زیرا انسان در فطرت پاک خویش خوب و بد را تشخیص می دهد . حتی فطرت انسانی بقدری پاک است که بین خوب و خوبتر نیز تفاوت قائل است و آن دو را به یک چشم نمی نگرد. (هر چند به ظاهر چیزی را دوست بدارد  که بد باشد ؛ اما اگر به اعماق جانش رجوع کنید ، می بینید که از بدی بیزار است....!) و چون اهل بیت (علیهم السلام)  منبع تمام خوبی ها هستند، آدمی به آن ها دل می بندد.

 

بار الها !

به حق اهل بیت پیامبر (ع) ؛ محبت اهل بیت را دل های ما زنده بگردان.

دل های ما را به نور ایمان منور بگردان.

بر جرائم اعمال ما قلم عفو بکش.

در دنیا توفیق زیارت اهل بیت و در آخرت توفیق شفاعت اهل بیت را به ما عنایت فرما.

ما را آنی و کمتر از آنی به خودمان وا مگذار.

شر اشرار به خودشان باز گردان.

بر مریض های ما لباس عافیت بپوشان.

دشمنان اسلام، مخصوصا اسرائیل جنایت کار را الساعه نیست و نابود گردان.

قلب نازنین آقا امام زمان (عج) را از ما راضی و خشنود بگردان.

و عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان

رحم الله من قراء الفاتحة مع الصلوات

 

پی نوشت:

ان الله یری.... نمی خواستم  این پست زیبا رو ( که خیلی با دقت نوشتم) با پی نوشت، خراب کنم؛ اما لازم می دونم از بهار خانم یک تشکر ویژه بکنم.... توی این مدت کوتاهی که باهاشون آشنا شدم خیلی چیزا ازشون یاد گرفتم.... و همچنین دیگر دوستان عزیز :

روح و ریحان / مسیحای دل / تنفس صبح / ز گهواره تا گور دانش بجوی / اف ریاضی دات کام / نرگسی / حافظون / چشمه عشق / ترنم عشق / روی ماه خدا را ببوس / بشیر رضاپور / به رنگ رویا / از همه چیز و از همه جا / سیمرغ عشق و حقیقت / گفتگو با خدا / پرواز به سوی پروردگارم / تراوش اندیشه / الهی و ربی من لی غیرک (عرفان بی معرفت)/ لبگزه / شکوفه عصمت / خدا کند مهدی فاطمه زودتر بیاد / سبزترین طلوع / دلنوشته ها / نشانی / ترنم منتظر / عشق علیه السلام /  بچه های آسمانی / یادداشت های من / این خطی از حکایت مستان کربلاست / چتر آبی / و.....

و تمامی عزیزانی که با ما همراه بودند.....

 

 

و من الله التوفیق

التماس دعای فرج

یاحق

 

!! نوشته شده توسط سید سينا | | چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 •