اشتیاق دیدار (واحد تحقیقات مسجد مقدس جمکران)
شوق دیدار یار را شاید نتوان برای همگان یک وظیفه شمرد، این وظیفه عاشقان است.
این تکلیف سوختگان هجران است.
آن کس که فراق حضرت مهدی (عج) بیتابش کرده ..
آن کس که دوری رخ زیبای یوسف فاطمه (س) خواب را از چشمانش گرفته ..
آن کس که غیبت مولایش راحت و آرامش و آسایش را از او سلب نموده... به چیزی جز دیدار نمیاندیشد.
عَزيزٌ عَلَىَّ اَنْ اَرَى الْخَلْقَ وَلا تُرى
گران است بر من كه مردم را ببينم ولى تو ديده نشوى
دعای ندبه که مناجاتِ زاری کنندگان از فراق ولیّ عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) است، سرشار از جلوههای شوق است. گویا امام صادق (ع) که خود از مشتاقان حضرت قائم (عج) بودند، دعای ندبه را به عنوان فراقنامهای پرسوز و گداز، در بین شیعه به ودیعت نهادهاند تا چگونگی شرح اشتیاق را به سوخته بالان آتش فراق بیاموزند:
بِنَفْسى اَنْتَ اُمْنِيَّةُ شائِق يَتَمَنّى، مِنْ مُؤْمِن وَ مُؤْمِنَة ذَكَرا فَحَنّا
جانم به قربانت اى آرمان هر مشتاقى كه آرزويت كند از مردان و زنان با ايمانى كه به ياد تو ناله از دل كشند
مولای ما! سوز عطش به درازا کشید،کی آن زمان فرا میرسد که از آب گوارای دیدارت سیراب شویم؟
مَتى تَرانا وَنَريكَ
كى مى شود كه تو ما را ببينى و ما تو را ببينيم؟
سینه ام را طور کن موسای من
تا که دل را محو سینا یت کنم
ـــــــــــــــــــــــــ
در جستجوی خدا بروز شد.
السلام علیک یا حجاب الله...
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم. خیلی فکر کردم که برای این روز عزیز و مبارک، چه بنویسم! آخر در مورد شخصیت عظیم و گسترده امیرالمؤمنین علیهالسلام، هر چه نوشته شود و هر چه گفته شود کم است. همان طور که حضرت استاد گرانقدر مرحوم شهید مطهری (رضوان الله تعالی علیه) در پیشگفتار کتاب جاذبه و دافعه علی علیهالسلام میگوید: «شخصيت عظيم و گسترده اميرالمؤمنين على عليه السلام وسيعتر و متنوعتر از اين است كه يك فرد بتواند در همه جوانب و نواحى آن وارد شود و توسن انديشه را به جولان آورد. براى يك فرد، حداكثرى كه ميسر است اين است كه يك يا چند ناحيه معين و محدود را براى مطالعه و بررسى انتخاب كند و به همان قناعت ورزد.»
ولی باز با تمام اینها، بر ما لازم است که به اندازهی ظرفیت خودمان از این اقیانوس بیکران استفاده کنیم. به خدا قسم! از این نعمت بزرگ از ما سؤال خواهد شد؛ باید نزد خدا جواب بدهیم که چگونه بهره گرفتیم و چگونه استفاده کردیم.
هر چند در این مورد، حرف برای زدن بسیار دارم؛ اما فعلاً به همین قناعت میکنم، امید که بتوانیم زندگی این "قسمت کنندهی بهشت و جهنم" را الگوی خودمان قرار دهیم.

در یکی از زیارتنامههایی که در برابر تربت پاک حضرت امیرالمؤمنین علیهالسلام میخوانیم، چنین آمده است:
«اَلسَّلام عَلَيْكَ يا ميزانَ الاعْمالِ؛ سلام بر تو اى انسانى كه ميزان سنجش اعمالى!»
ببینید در اینجا یک انسان میزان سنجش اعمال قرار گرفته است. یعنی در روز قیامت تمام اعمال ما را با اعمال حضرت علی علیهالسلام، میسنجند و به مقدار سنخیت و نزدیکی با اعمال آن حضرت، به ما پاداش میدهند.
توضیح اینکه: برای سنجش و اندازهگیری هر کمیتی، یک معیار وجود دارد. امروزه دستگاههایی هست که مقدار فشارخون، تنفس و ... را به دقت اندازه میگیرد. حتی شاید تعجب کنید که امروزه وسائلی آمده است که پشتکار انسان را اندازهگیری میکند! اما ما برای اندازه گیری تقوا و معنویت چنین معیاری نداریم، بلکه باید اعمال خود را با ائمه معصومین علیهمالسلام تطبیق بدهیم. بعبارة اخری، یکی از معیارهایی که میتوانیم وضعیت خود را با آن بسنجیم، شخصیت حضرت علی علیهالسلام است.
اکنون که میدانیم شناخت شخصیت امیرامؤمنین چقدر لازم است، بیایید با هم به در خانهی یکی از یاران مخلص حضرتش به نام «عدی ابن حاتم» برویم و ببینیم او علی علیهالسلام را بعد از شهادتش چگونه توصیف میکند:
به خدا قسم على بسيار دورانديش و نيرومند بود. به عدالت سخن مىگفت و با قاطعيت فيصله مىداد. علم و حكمت از اطرافش مىجوشيد. از زرق و برق دنيا متنفر و با شب و تنهايى شب مأنوس بود. زياد اشك مىريخت و بسيار فكر مىكرد. در خلوتها از نفس خود حساب مىكشيد و برگذشته دست ندامت مىسود. لباس كوتاه و زندگى فقيرانه را مىپسنديد. در ميان ما كه بود مانند يكى از ما بود. اگر چيزى از او مىخواستيم مىپذيرفت و اگر به حضورش مىرفتيم ما را نزديك خود مىبرد و از ما فاصله نمىگرفت. با اينهمه آنقدر با هيبت بود كه در حضورش جرئت تكلم نداشتيم، و آنقدر عظمت داشت كه نمىتوانستيم به او خيره شويم. وقتى كه لبخند مىزد دندانهايش مانند يك رشته مرواريد آشكار مىشد. اهل ديانت و تقوا را احترام مىكرد و نسبت به بينوايان مهر مىورزيد. نه نيرومند از او بيم ستم داشت و نه ناتوان از عدالتش نوميد بود. به خدا سوگند يك شب به چشم خود ديدم در محراب عبادت ايستاده بود، در وقتى كه تاريكى شب همه جا را فرا گرفته بود، اشكهايش بر چهره و ريشش مىغلتيد، مانند مارگزيده به خود مىپيچيد و مانند مصيبت ديده مىگريست.
مثل اين است كه الآن آوازش را مىشنوم. او خطاب به دنيا مىگفت: «اى دنيا متعرض من شدهاى و به من رو آوردهاى؟ برو ديگرى را بفريب (يا هرگز فرصتى اينچنين تو را نرسد)، تو را سه طلاقه كردهام و رجوعى در كار نيست، خوشى تو ناچيز و اهميتت اندك است. آه آه از توشه اندك و سفر دور و مونس كم.
پینوشتها:
1. یا وجیهاً عندالله / اشفع لنا عندالله
2. ببخشید اگر پست طولانی شد؛ در آخر نیز میخواستم نتیجه گیری کنم، اما دیدم زبانم بیش از حد عاجز است! نتیجه گیری را بر عهده خودتان میگذارم.
3. در جستجوی خدا بروز شد. از این پس قصد دارم مباحث توحیدی را از کتاب توحید مفضل اقتباس کنم. هرگاه احساس کردم این مطالب کافی است بحثهای جبرواختیار، صفات جمال و جلال و.... را نیز در این وبلاگ مطرح خواهم کرد. درباره کتاب توحید مفضل توضیح در همانجا توضیح دادهام. (اگر لایق میدانید این وبلاگ را لینک کنید؛ اگر حتی یک نفر هم از این سخنان چیزی بیابد برای من کافی است.)
4. یک سال گذشت... با تمام خوشیها و غمها، با تمام خندهها و احیاناً گریهها، با رفاقتها و دعواها... همه گذشتند... نه شادیاش پایدار بود و نه غصهاش ما را از پای درآورد... ایکاش با شادیاش شاد نمیشدیم تا غصهاش نیز غمگینمان نمیکرد... ایکاش کمی جدّیتر مینگریستیم... ایکاش به سخن مولایمان امیرالمؤمنین علیهالسلام بیشتر توجّه میکردیم که فرمود: «دنیا دو روز است؛ یک روزش بر وقف مراد توست و روز دیگرش بر علیه توست. به آن روز که برای توست، مغرور مشو و در آن روزی که بر تو سخت است، صبر پیشه کن.» و ایکاش گوشهایمان را بیشتر باز میکردیم تا ببینیم قرآن کریم، این کتاب آسمانی و انسانساز، زهد را چگونه تفسیر میکند: «ما أَصابَ مِنْ مُصيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا في أَنْفُسِكُمْ إِلاَّ في كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسيرٌ لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ [حدید/22و23] : ...براى آنچه از دست دادهايد تأسف نخوريد، و به آنچه به شما داده است دلبسته و شادمان نباشيد...»
سال گذشته، در چنین روز بابرکتی (12 رجب = شب ولادت حضرت امیرالمؤمنین علیهالسلام) وبلاگم را تأسیس کردم. (البته دوازده رجب، پارسال مصادف با 25 تیر بود؛ ما تاریخ قمری را حساب میکنیم!)
آن هنگام گمان میکردم که ... ( شرمنده ! گمانم خصوصیه، نمیتونم بگم!!!!!!
)
ولادت پنجمین امام نور مبارک !
بسم الله الرحمن الرحیم
قال الباقر علیه السلام : «ما عَرَفَ اَللهَ مَن عَصاهُ».
امام محمد باقر علیه السلام فرمودند: کسی که خدا را نافرمانی می کند، او را نشناخته است.
توجه بفرمایید چه نکته جالبی اینجا وجود دارد! کسی که خدا را نافرمانی می کند او را نشناخته است، الحق که چقدر حکیمانه است.
اگر می دانست که خدایی دارد عالم است، عادل است، قادر است، ناظر است، حاکم است، آیا باز گناه می کرد؟! اگر می دانست عالم محضر خداست؛ خدایی که او را آفریده و شدیدالعقاب است، آیا نافرمانی می کرد؟
انسان، نزد یک شخص معمولی هر گونه گناهی نمی کند! حالا چه شده که در محضر خداوند سبحان به خود این جسارت را می دهد، که نافرمانی کند؟! خداوندى كه از تمام نيات و اعمال، خرد و كلان، آشكار و نهان، آگاه است، گردش چشمهاى خطاكاران را مى بيند. نجواى نجوا كنندگان را مى شنود و از آنچه در دل داريم يا در سر مى پرورانيم آگاه است (يَعْلَمُ خائِنَةَ اْلأَعْيُنِ وَ ما تُخْفِي الصُّدُورُ).
او به ما از ما نزديكتر است، نزديكتر از شريانهاى گردنمان و نزديكتر از رگهاى قلبمان (وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريدِ).
هيچ حجابى ما را از او مستور نمى دارد، و در هيچ زمان و مكانى از ما جدا نيست (وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ).
أَ لَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرى ؟؟ آیا او ندانست خدا می بیند ؟!!!
به راستی اگر هزار بار هم اعتراف کنیم «رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرين» کم است!
حال، ما یک بار هم خودمان را در برابر خدا نمی شکنیم، خدا نیز که همچون ما نیست که در فکر انتقام باشد (ذات پاکش، منزه و مبراست از هرگونه عیب و نقص) و انتظار توفیقات بیشتر هم داریم !!
رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ، وَتَجاوَزْ عَمّا تَعْلَمُ، اِنَّكَ اَنْتَ الاَْعَزُّ الاَْكْرَمُ.
پروردگارا بيامرز و رحم كن و درگذر از آنچه مى دانى كه براستى تويى عزيزتر از همه و گرامى تر.
پی نوشت :
1. این حدیث رو به مناسبت ولادت پنجمین امام نور حضرت باقرالعلوم علیه السلام، نوشتم؛ رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّميعُ الْعَليمُ ![]()
2. این عید بزرگ و فرا رسیدن ماه رجب مبارک ! ![]()
3. واااااااای خدا ، چقدر دلم برای ماه رمضان تنگ شده است! ![]()
![]()
4. فراموش نمی کنم پارسال همین موقع در حرم مطهر حضرت امام رضا علیه السلام بودم، اون موقع ها که جوون تر بودم چقدر قلبم صاف تر بود!
مخصوصا یک بحث هایی در باره توبه و دعا از حضرت استاد مطهری (برای اولین بار) مطالعه کردم!
چقدر منقلب شده بودم. بچه تر که بودم بیشتر حال عبادت داشتم !! ![]()
5. اللهم انصر الاسلام و المسلمین و اخذل الکفار و المنافقین ... ![]()
6. یا علی ![]()
السلام علیک ایتها الصدیقة الشیهیدة...
بسم الله الرحمن الرحیم
از پنجمین امام نور به نقل از جابر عبدالله انصاری آمده:
پیامبر گرامی می فرمود: «هنگامی که روز رستاخیز فرا رسد دخت یگانه ام «فاطمه» بر مرکبی از مرکب های بهشتی نشسته و به صحرای محشر روی می آورد... در آن هنگام است که در طرف راست او هفتاد هزار فرشته و در سمت چپ وی نیز به همین شما از فرشتگان خدا او را همراهی می کنند.
فرشته وحی زمام مرکب او را گرفته و با رساترین ندای خویش ندا می دهد: هان (ای گردآمدگان در صحرای محشر)! چشم بر هم نهید تا دخت گرانمایه محمد بگذرد. و آن روز است که تمامی پیامبران و سفیران خدا، صدیقان و راستی پیشگان و شهیدان به احترام او و در برابر ندای فرشته وحی، دیدگان خویش را بر هم می نهند تا آن بانوی بی همتا بگذرد.
... در این شرایط حسّاس ندا می رسد که: هان ای بنده ی محبوب من! و ای فرزند بنده ی محبوب و پیامبر برگزیده من! از من بخواه تا هر آنچه خواستی، ارزانی ات گردد و در مورد هر کس می خواهی شفاعت نما، که شفاعتت پذیرفته است.
آنگاه ندا می رسد که: به اقتدار و شکوهم سوگند! که از هیچ ستم و ستمکاری نخواهم گذشت.
فاطمه (سلام الله علیها) رو به بارگاه خدا می گوید: خداوندا! نسل من، دوستداران و رهروان راه من، و پیروان نسل شایسته کردارم، آنها را مورد عنایت خویش قرار ده.
آنگاه است که از بارگاه خداوند ندا می رسد که: کجایند فرزندان و رهروان راه «فاطمه» و دوستداران و پیروان نسل پاک و سرافراز او؟
اینجاست که آنان در حالی که فزشتگان رحمت آنها را دربر گرفته اند، می آیند و فاطمه پیشاپیش آنان همگی را تا بهشت پرطراوت و زیبای خدا رهنمون می گردد.» (بحارالانوار، ج 43)
منبع: فاطمه من المهد الی اللحد
آقا جان تسلیت ! ![]()
جهت ختم دسته جمعی قرآن به http://elmira-21.blogfa.com/ تشریف ببرید. تقبل الله اعمالکم![]()


