تبليغاتX
متی ترانا و نراک؟

اشتیاق دیدار (واحد تحقیقات مسجد مقدس جمکران)

شوق دیدار یار را شاید نتوان برای همگان یک وظیفه شمرد، این وظیفه عاشقان است.

این تکلیف سوختگان هجران است.

آن کس که فراق حضرت مهدی (عج) بی‌تابش کرده ..

آن کس که دوری رخ زیبای یوسف فاطمه (س) خواب را از چشمانش گرفته ..

آن کس که غیبت مولایش راحت و آرامش و آسایش را از او سلب نموده... به چیزی جز دیدار نمی‌اندیشد.

عَزيزٌ عَلَىَّ اَنْ اَرَى الْخَلْقَ وَلا تُرى

گران است بر من كه مردم را ببينم ولى تو ديده نشوى

دعای ندبه که مناجاتِ زاری کنندگان از فراق ولیّ عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) است، سرشار از جلوه‌های شوق است. گویا امام صادق (ع) که خود از مشتاقان حضرت قائم (عج) بودند، دعای ندبه را به عنوان فراقنامه‌ای پرسوز و گداز، در بین شیعه به ودیعت نهاده‌اند تا چگونگی شرح اشتیاق را به سوخته بالان آتش فراق بیاموزند:

بِنَفْسى اَنْتَ اُمْنِيَّةُ شائِق يَتَمَنّى، مِنْ مُؤْمِن وَ مُؤْمِنَة ذَكَرا فَحَنّا

جانم به قربانت اى آرمان هر مشتاقى كه آرزويت كند از مردان و زنان با ايمانى كه به ياد تو ناله از دل كشند

مولای ما! سوز عطش به درازا کشید،‌کی آن زمان فرا می‌رسد که از آب گوارای دیدارت سیراب شویم؟

مَتى تَرانا وَنَريكَ

كى مى شود كه تو ما را ببينى و ما تو را ببينيم؟

 

سینه ام را طور کن موسای من

تا که دل را محو سینا یت کنم

ـــــــــــــــــــــــــ

در جستجوی خدا بروز شد.

 

!! نوشته شده توسط سید سينا | | جمعه دهم مهر 1388 •

کجایید ای شهیدان خدایی؟

مقام معظم رهبری: «دوران دفاع مقدس، اوج افتخارات کشور است.»

 

قسمتی از وصیت نامه شهید علی آهنگر:

"خوشحالم، خوشحالم که دوباره جریان کربلا تکرار می‌شود. از آن‌جایی که در هر کربلا حسینی وجود دارد، حسین زمان ما هم خمینی است. وقتی که ندای هل من ناصر ینصرنی را فریاد می‌زند، آیا باید جواب فرزند پیغمبر را نداد؟! آیا می‌شود جواب رد به او داد؟! نه، به والله نه. برادران! به خدا قسم، او را یاری کنید، که خدا را یاری کرده‌اید. ای مسلمانان! ای پویندگان راه خدا! مانند کوفیان، این حسین زمان را تنها نگذارید، که در پیشگاه خداوند مسئولید."

 

همسرم علی (ع) را تنها گذاشتند ... فرزندم علی را تنها نگذارید ..

 

 

ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند...

پ.ن:

امروز توی مدرسه دیدم چند نفر وایسادند دارن با هم درباره خداشناسی حرف میزنند و خیلی هم صداشون بلنده! من هم با خودم تصمیم گرفتم برم به راه راست هدایتشون کنم!  یک سوال خیلی سختی مطرح کرده بودند شبیه این سوال که آیا خدا می‌تونه یک چیزی مثل خودش خلق کنه؟ اگه بگید آره پس ما میگیم به جز خدا،‌خدای دیگری هم می‌تونه وجود داشته باشه و اگه بگید نه، پس قدرت خدا زیر سوال رفته! یا اینکه آیا خدا می‌تونه سنگی خلق کنه که خودش هم نتونه بلندش کنه؟ اگه بگید آره پس خدا نمی‌تونه سنگ رو بلند کنه و در نتیجه قدرتش زیر سوال رفته! اگه هم بگید نه،بازم قدرتش زیر سؤال رفته. و سوال های دیگری از این قبیل.

در حقیقت این دو تا سوال یکی هستند که در دو شکل پرسیده میشن.

جوابش هم خیلی آسونه. به اون پسره گفتم: فک کن به یک خیاط ماهر و چیره دستی 10 متر پارچه بدیم و بگیم این 10 متر رو بین 4 نفر تقسیم کن به طوری که به هر نفر 5 متر برسه!!؟؟؟؟؟؟؟ آیا چنین چیزی امکان داره؟؟؟؟؟؟؟! طبیعیه که نمیشه. حالا آیا مشکل از خیاطه؟ آیا خیاط تقسیم کردن بلد نیست؟ آیا خیاط توانایی نداره یا اینکه سوال اشتباهه؟

در حقیقت در این سوال ها هم میگیم: تناقض فاحشی در سوال وجود داره. به عبارت دیگه صورت سوال غلطه!

ما میگیم: خدا بر هر کاری تواناست اما توانا معنی داره. خدا می تونه هر کاری بخواد انجام بده. اما شما که می‌گید خدا عین خودش رو خلق کنه، یعنی یک چیزی خلق کنه که ازلی باشه، خودش مخلوق نباشه، صفاتش عین ذاتش باشه و..؟ آیا چنین چیزی ممکنه؟ آیا میشه چیزی که مخلوقه، مخلوق نباشه؟!!!!

یا این که خدا سنگی برداره که خودش هم نتونه تکونش بده؛ این هم صورت سوالش غلطه. چون چیزی رو که خدا خلق کنه درواقع بهش هستی داده و هر وقت هم بخواد می تونه ازش بگیره یا از بین ببردش. یا به هرشکلی که بخواد تغییرش بده. بنابراین این گونه سوالات از ابتدایی ترین سوالاتن. که جواب هم ندارن.

وقتی که اینا رو گفتم اولش خیلی چپ چپ نگاه کرد.! بعدش گفت: مثالی که زدی (یعنی همون خیاط) غلطه! گفتم چرا؟؟ گفت: شاید چنین چیزی امکان داشته باشه اما عقل ما درکش نکنه! گفتم یعنی ممکنه که یک خیاط، 10 متر پارچه رو بین 4 نفر تقسیم کنه که به هر کدوم 5 متر برسه؟؟؟؟؟؟ گفت شاید بشه. اما ما درک نمی‌کنیم.

گفتم آخه مگه میشههههههه؟؟؟

البته خودش هم می‌دونست که داره ما رو می‌پیچونه... برای همین وقتی که مطمئن شدم جوابش رو گرفته فقط این شکلی نگاش کردم

البته این سوال به همین جا ختم نمیشه. علما برای جواب دادن به این سوال وارد یک سری مسائل فلسفی شدند که راستش من هیچی از اونا سر در نمیارم. البته طرف حساب علما دانشمندان مادی هستند که باید با زبون خودشون باهاشون حرف زد. شاید این حرفا اونا رو راضی نکنه.

به هر حال امیدوارم خدا همه رو به راه راست هدایت کنه . از جمله خودم که این روزا اصلا حال و حوصله درست حسابی ندارم.

 

!! نوشته شده توسط سید سينا | | پنجشنبه دوم مهر 1388 •