تبليغاتX
متی ترانا و نراک؟

یا رحمة للعالمین

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَريصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنينَ رَؤُفٌ رَحيمٌ

......................

هر آینه پیامبری از خود شما بر شما مبعوث شد، هر آنچه شما را رنج می‌دهد بر او گران می‌آید، سخت به شما دلبسته است و با مؤمنان رئوف و مهربان است.

 

سوره مبارکه توبه – آیه 128

 

 

!! نوشته شده توسط سید سينا | | یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 •

ما با ولایت زنده ایم...

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از نعمت‌های بزرگ الهی بر عوام مردم، وجود افرادی است که اولاً شایسته الگو بودن را دارند و ثانیاً بر اثر تقوا و خودسازی لیاقت این‌که عهده دار ِ رهبریِ همه‌ جانبه‌ی اجتماع را باشند،‌ دارا شده‌اند و نیز خداوند بر ما منت گذاشته است و دین خود را به‌وسیله‌ی فقهایی که (طبق حدیثی از امام حسین علیه‌السلام) بر حلال و حرام دین امین هستند حفظ می‌نماید. ایضاً در روایتی از وجود نازنین پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) می‌خوانیم که حضرت فرمودند: «فقها از جانب پیامبران امین امت‌اند.» امام خمینی (اعلی الله مقامه) می‌فرمود: «اگر فقهای اسلام از صدر اسلام تا الآن نبودند، ما الآن از اسلام هیچ نمی‌دانستیم»! پس ببینید مقام این فقها چقدر بالاست و ما چقدر در حق این بزرگواران کوتاهی می‌کنیم.

70 سال پیش، در چنین ایامی شخصی چشم به جهان گشود که در آن زمان هیچ‌کس فکر نمی‌کرد که روزی این کودک بخواهد ولایت امر مسلمین را بر عهده بگیرد اما خواست خدای متعال بر حفظ دین است و لو کره المشرکون.

رهبر عظیم الشأن انقلاب، حضرت آیت‌الله معظم سید علی خامنه‌ای (روحی فداه) در 24 / تیر / 1318 چشم به جهان گشودند؛ و دعا می‌کنیم که خداوند ایشان را تا ظهور حضرت موعود (عجل الله تعالی فرجه و سهل الله مخرجه و اوسع الله منهجه) برای ما نگاه دارد.

 آيت الله خامنه اى به گفته خويش «از شاگردان فقهى، اصولى، سياسى و انقلابى امام خمينى (ره) هستند» و من به جرأت می‌گویم که ایشان رهبری بسیار شجاع، عالم، آگاه به زمان، خداترس،‌ باتقوا و ... هستند و اگر هزاران بار خدا را بر این نعمت شکر کنیم، نه تنها شکر این نعمت را بجا نیاورده‌ایم که تقصیری در انجام وظیفه کرده‌ایم!!!

حضرت امام (رحمةالله علیه) به مقام معظم رهبری می‌فرمودند: «هر موقعی که تو به سفر می‌روی من مضطرب هستم تا تو برگردی، خیلی سفر نرو».

شخصی چون جناب سید حسن نصرالله (حفظه الله) که خود یک رهبر اسلامی است، با افتخار دست رهبر ما را بوسیده است! این هم عکسش:

 

 


ذکر این نکته خالی از لطف نیست که در زمان غیبت کبری، افرادی به نیابت از امام عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفدا) رهبری جامعه را به عهده می‌گیرند لذا اطاعت از کسی که جامع الشرایط و دارای ویژگی‌های لازم برای رهبری از جانب امام عصر (عجل الله له الفرج) می‌باشد، عین اطاعت از امام معصوم علیه‌السلام می‌باشد.

در نتیجه قبول نداشتن اصل ولایت فقیه (نه شخص ولی فقیه) به منزله‌ی انکار امامت است؛ زیرا خود حضرت ما را به این‌ها رجوع داده‌اند. (در حدیثی می‌خوانیم که: در زمان غیبت به راویان احادیث ما مراجعه کنید.)

اما در مورد شخص ولی فقیه:

گروهی از علمای فاضل و دانشمند که از سوی مردم برگزیده می‌شوند (خبرگان) بر طبق معیارهای قانون اساسی (که در کشور ما بر اساس قرآن نوشته شده است) آن شخصی را که لیاقت بیشتری برای این سِمَت دارد، به رهبری انتخاب می‌کنند. لذا قبول نداشتن شخص ولی فقیه به منزله‌ی قبول نداشتن قانون اساسی (همان قانون اساسی‌ای که بر طبق قرآن نوشته شده) می‌باشد.

البته فراموش نکنیم که هیچ‌کدام از این فقها معصوم نیستند و احتمال خطا و اشتباه (هر چند که قریب به صفر است) در آن‌ها وجود دارد؛ در نتیجه ممکن است دچار انحراف شوند. در آن زمان دیگر اطاعت از آنان لازم نیست. یعنی به صرف اسلامی بودن نمی‌توان گفت یک جامعه‌ای خوب است، اگر چنین است پس حکومت معاویه نیز اسلامی بود!!

اما باز هم تکرار می‌کنم: قبول نداشتن ولایت فقیه، قبول نداشتن امامت است و تا دلیل قطعی‌ای برای انحراف از دین خدا نداشته باشیم، اطاعت از فقها لازم و عین اطاعت از خدا می‌باشد. متأسفانه گاهی مشاهده می‌کنم که بعضی‌ها بی‌جهت با رهبری مشکل دارند؛ هنگامی که علت را می‌پرسم می‌گویند او لیاقت ندارد! و گاهی تهمت‌هایی نیز می‌زنند. وقتی می‌پرسم شما این را از کجا می‌دانید، می‌گویند چون در جامعه فساد است؛ پس رهبر فاسد است! اما من می‌گویم این‌ها که به شخص رهبر برنمی‌گردد. آیا رهبر در انجام وظیفه‌اش کوتاهی‌ای کرده است؟ آیا دلسوزتر از رهبر ما برای عالم اسلام پیدا می‌شود؟ در مدارس که خیلی از بچه‌ها کورکورانه با رهبر مخالف‌اند و خیلی دیده‌ام که حتی این مقام والا را استهزاء می‌کنند. این‌ها آثار تبلیغات دشمن است. خیلی باید حواسمان جمع باشد. دشمن در کمین نشسته است.

ان‌شاءالله خداوند به ما این توفیق را بدهد که از امتحان‌هایش بالخصوص امتحان سخت "ولایت فقیه" موفق خارج شویم.

 

پی‌نوشت:

1.    این روزها یک مقداری سرم شلوغ شده ... کلاس‌های تابستونی مدرسه و کارهایی که باید انجام بدم و درس‌هایی که توی تابستون باید بخونم؛ کمتر مجال میدهد که بیام توی اینترنت! این پست رو ساعت 5 صبح دارم می‌نویسم. (توی خواب و بیداری!!!)

2.    از این رو، خیلی شرمنده‌ی دوستان هستم که فرصت نمی‌کنم به همشون سر بزنم. البته برای بعضی‌ها کامنت گذاشتم و بعضی‌ها هم به وبلاگشون سر زدم.

3.    دیشب توی بی‌بی‌سی دیدم که یک نفر می‌گفت: تا جمهوری اسلامی هست، ظلم هم هست! می‌دونید یاد چی افتادم؟ یاد این آیه که در روز قیامت بعد از اینکه مردم محشور میشن خطاب می‌رسه وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ (نگهشون دارید، اونها مسئولند) بعدشم یاد این یکی آیه که فَيَوْمَئِذٍ لا يُعَذِّبُ عَذابَهُ أَحَدٌ وَ لا يُوثِقُ وَثاقَهُ أَحَدٌ (در آن روز هيچ كس همانند او {خدا} عذاب نمى‏كند و هيچ كس همچون او كسى را به بند نمى‏كشد!) حقشونه! ما اون روز رو دور نمی‌بینیم.

4.       فَاصْبِرْ إِنَّ الْعاقِبَةَ لِلْمُتَّقينَ

5.    در بخش کامنت‌ها دیدم یک دوست عزیزی بدون اینکه آدرس بزاره فرموده بودند که می‌خوان نظرم رو درباره‌ی سیست (همون سیاست) بدونن! عرض کنم که: من نظری ندارم! شوخی کردم اما ... اولاً نظر من چه اهمیتی داره؟ باید نظر علما رو بپرسید. ثانیاً ایکاش یک آدرسی از خودتون بزارید تا بیشتر صحبت کنیم.

۶.   یواش یواش داریم به آخرهای رجب می‌رسیم؛ سریع‌تر ... از قافله جا نمونیم

۷.    رهبر معظم انقلاب: اى سيد ما! اى مولاى ما! ما آنچه بايد بكنيم، انجام ميدهيم؛ آنچه بايد هم گفت، هم گفتيم و خواهيم گفت. من جان ناقابلى دارم، جسم ناقصى دارم، اندك آبروئى هم دارم كه اين را هم خود شما به ما داديد؛ همه‏ى اينها را من كف دست گرفتم، در راه اين انقلاب و در راه اسلام فدا خواهم كرد؛ اينها هم نثار شما باشد. سيد ما، مولاى ما، دعا كن براى ما؛ صاحب ما توئى؛ صاحب اين كشور توئى؛ صاحب اين انقلاب توئى؛ پشتيبان ما شما هستيد؛ ما اين راه را ادامه خواهيم داد؛ با قدرت هم ادامه خواهيم داد؛ در اين راه ما را با دعاى خود، با حمايت خود، با توجه خود، پشتيبانى بفرما.

جسم تو کامل است، ناقص نیست

می‌دهد عطر یک بغل گل یاس

دستت اما حکایتی دارد

رحم الله عمی العباس!

.

.

.

 

!! نوشته شده توسط سید سينا | | چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388 •

همین‌جوری!

بسم الله الرحمن الرحیم

سلامٌ علیکم؛

1. چقدر باشکوه و لذت‌بخش است: در ساعت 11 شب، کنار دریا نشستن و مناجات عاشقانه و عارفانه شهید چمران را که به گفته‌ی خود «...قلب می‌سوزد، اشک می‌جوشد، وجود خاکستر می‌شود و احساس سخن می‌گوید...» گوش کردن و زمزمه کردنِ «سبوح قدوس رب الملائکة و الروح» و نظر کردن به ماه که قرص کامل است و از پشت ابرها می‌گذرد؛ در حالی که آن طرفْ جنگل‌ِ خدا نمایان است...

آری! در آن لحظه غیر خدا محو می‌شود و خدا - و فقط خدا - باقی می‌ماند. انسان در آن لحظه خودش را هم فراموش می‌کند و جز خدا نمی‌بیند و جز خدا نمی‌فهمد و جز خدا نمی‌شناسد و جز خدا چیزی را احساس نمی‌کند.

آن هنگام که دریا می‌غرد و امواج با قاطعیت تمام فریاد برمی‌آورند «الله اعلی و اجلّ» و انسان فارغ از بحث‌های مزخرف و پوچ سیاسی (!) و آزاد از قید و بندها سر به گریبان خود فرو می‌برد و می‌شنود ندایی لطیف و در عین حال قاطع و صریح را که او را به سوی بی‌نهایتی می‌خوانَد که خالق آسمان‌ها و زمین است؛ آن هنگام است که انسان، جهان را ذره غباری - و یا شاید کوچک‌تر - در پیشگاه خداوند سبحان می‌بیند و با عشق و امیدی که با بیم و خوف آمیخته شده به درگاه او روی می‌آورد و با تضرع، به عجز خود اعتراف می‌کند.

آن هنگام که آوای آوینی یادت می‌‌آید که می‌گوید: «زمان بستر جاری عشق است تا انسان‌ها را در خود به خدا برساند» و با خواندن آیه‌ی «هُوَ اللَّهُ الَّذي لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ » غرق در جمال و جلال خدا می‌شوی، انگشت به دهان می‌مانی که این چیست؟! این عظمت از کجاست؟ این عشق از کجا آمده است؟ مگر من چه کرده‌ام که این همه باید به من لطف شود؟ من که لیاقت این همه توفیق را ندارم! اما خدا پاسخ می‌دهد: «من منبع هر نیکی و خیری هستم و آفریده‌ام تا به کمال برسانم و نیافریدن با بخل و احتکار همراه است و من منزه و مبرّا از هر عیب و نقصی هستم.» و اینجاست که زمزمه می‌کنی «سبحانک اللهم و بحمدک اشهد ان لا اله الا انت استغفرک و اتوب الیک» و در عین حال معترفی این‌گونه لذت‌ها با لذت‌های مادی و حیوانی زمین تا آسمان تفاوت دارد و بالاخره می‌فهمی که چقدر غافلند افرادی که هنوز با غریزه زندگی می‌کنند...!

 

 

 

2. خوش به حال تون، اگر کنار دریا زندگی می‌کنید! یک مسافرت چند روزه که برای من خیلی تاثیر گذار بود؛ هر چند به ظاهر روی زمین بودم، اما حقیقتاً توی آسمون‌ها می‌گشتم! راستش خیلی دلم تنگ شده بود برای دریا! به مادرم می‌گفتم: اگر این طبیعت زیباست، خالق این زیبایی خیلییییییییی زیباتر است!

مخصوصاً هوای تهران که خیلی خراب بود... اما هوای شمال حرف نداره!

۳. این قالب کاملا موقتیه! ظاهرا قالب قبلی مشکل داشت. ممنون از نرگسی عزیز که مطلعم کردند.

۴. مولای من، هنگامی که در کنار ساحل می‌رفتم به این نتیجه رسیدم که فقط خودتان می‌توانید جامعه را اصلاح کنید. خودتان بهتر می‌دانید که چقدر بیادتان بودم... چقدر غریب هستید مولاجان!

متی ترانا و نراک...؟؟؟؟

 

!! نوشته شده توسط سید سينا | | جمعه نوزدهم تیر 1388 •

السلام علیک یا حجاب الله...

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم. خیلی فکر کردم که برای این روز عزیز و مبارک، چه بنویسم! آخر در مورد شخصیت عظیم و گسترده امیرالمؤمنین علیه‌السلام، هر چه نوشته شود و هر چه گفته شود کم است. همان طور که حضرت استاد گرانقدر مرحوم شهید مطهری (رضوان الله تعالی علیه) در پیشگفتار کتاب جاذبه و دافعه علی علیه‌السلام می‌گوید: «شخصيت عظيم و گسترده اميرالمؤمنين على عليه السلام وسيعتر و متنوعتر از اين است كه يك فرد بتواند در همه جوانب و نواحى آن وارد شود و توسن انديشه را به جولان آورد. براى يك فرد، حداكثرى كه ميسر است اين است كه يك يا چند ناحيه معين و محدود را براى مطالعه و بررسى انتخاب كند و به همان قناعت ورزد.»

ولی باز با تمام این‌ها، بر ما لازم است که به اندازه‌ی ظرفیت خودمان از این اقیانوس بی‌کران استفاده کنیم. به خدا قسم! از این نعمت بزرگ از ما سؤال خواهد شد؛ باید نزد خدا جواب بدهیم که چگونه بهره گرفتیم و چگونه استفاده کردیم.

هر چند در این مورد، حرف برای زدن بسیار دارم؛ اما فعلاً به همین قناعت می‌کنم، امید که بتوانیم زندگی این "قسمت کننده‌ی بهشت و جهنم" را الگوی خودمان قرار دهیم.

 

 

 

در یکی از زیارتنامه‌هایی که در برابر تربت پاک حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌خوانیم،‌ چنین آمده است:

«اَلسَّلام عَلَيْكَ يا ميزانَ الاعْمالِ؛ سلام بر تو اى انسانى كه ميزان سنجش اعمالى!»

ببینید در اینجا یک انسان میزان سنجش اعمال قرار گرفته است. یعنی در روز قیامت تمام اعمال ما را با اعمال حضرت علی علیه‌السلام، می‌سنجند و به مقدار سنخیت و نزدیکی با اعمال آن حضرت، به ما پاداش می‌دهند.

توضیح اینکه: برای سنجش و اندازه‌گیری هر کمیتی، یک معیار وجود دارد. امروزه دستگاه‌هایی هست که مقدار فشارخون،‌ تنفس و ... را به دقت اندازه می‌گیرد. حتی شاید تعجب کنید که امروزه وسائلی آمده است که پشت‌کار انسان را اندازه‌گیری می‌کند! اما  ما برای اندازه گیری تقوا و معنویت چنین معیاری نداریم، بلکه باید اعمال خود را با ائمه معصومین علیهم‌السلام تطبیق بدهیم. بعبارة اخری، یکی از معیارهایی که می‌توانیم وضعیت خود را با آن بسنجیم، شخصیت حضرت علی علیه‌السلام است.

اکنون که می‌دانیم شناخت شخصیت امیرامؤمنین چقدر لازم است، بیایید با هم به در خانه‌ی یکی از یاران مخلص حضرتش به نام «عدی ابن حاتم» برویم و ببینیم او علی علیه‌السلام را بعد از شهادتش چگونه توصیف می‌کند:

به خدا قسم على بسيار دورانديش و نيرومند بود. به عدالت سخن مى‏گفت و با قاطعيت فيصله مى‏داد. علم و حكمت از اطرافش مى‏جوشيد. از زرق و برق دنيا متنفر و با شب و تنهايى شب مأنوس بود. زياد اشك مى‏ريخت و بسيار فكر مى‌كرد. در خلوتها از نفس خود حساب مى‏كشيد و برگذشته دست ندامت مى‏سود. لباس كوتاه و زندگى فقيرانه را مى‏پسنديد. در ميان ما كه بود مانند يكى از ما بود. اگر چيزى از او مى‏خواستيم مى‏پذيرفت و اگر به حضورش مى‏رفتيم ما را نزديك خود مى‏برد و از ما فاصله نمى‏گرفت. با اينهمه آنقدر با هيبت بود كه در حضورش جرئت تكلم نداشتيم، و آنقدر عظمت داشت كه نمى‏توانستيم به او خيره شويم. وقتى كه لبخند مى‏زد دندانهايش مانند يك رشته مرواريد آشكار مى‏شد. اهل ديانت و تقوا را احترام مى‏كرد و نسبت به بينوايان مهر مى‏ورزيد. نه نيرومند از او بيم ستم داشت و نه ناتوان از عدالتش نوميد بود. به خدا سوگند يك شب به چشم خود ديدم در محراب عبادت ايستاده بود، در وقتى كه تاريكى شب همه جا را فرا گرفته بود، اشكهايش بر چهره و ريشش مى‏غلتيد، مانند مارگزيده به خود مى‏پيچيد و مانند مصيبت ديده مى‏گريست.

مثل اين است كه الآن آوازش را مى‏شنوم. او خطاب به دنيا مى‏گفت: «اى دنيا متعرض من شده‏اى و به من رو آورده‏اى؟ برو ديگرى را بفريب (يا هرگز فرصتى اينچنين تو را نرسد)، تو را سه طلاقه كرده‏ام و رجوعى در كار نيست، خوشى تو ناچيز و اهميتت اندك است. آه آه از توشه اندك و سفر دور و مونس كم.

 

پی‌نوشت‌ها‌:

1.       یا وجیهاً عندالله / اشفع لنا عندالله

2.    ببخشید اگر پست طولانی شد؛ در آخر نیز می‌خواستم نتیجه گیری کنم، اما دیدم زبانم بیش از حد عاجز است! نتیجه گیری را بر عهده خودتان می‌گذارم.

3.    در جستجوی خدا بروز شد. از این پس قصد دارم مباحث توحیدی را از کتاب توحید مفضل اقتباس کنم. هرگاه احساس کردم این مطالب کافی است بحث‌های جبرواختیار، صفات جمال و جلال و.... را نیز در این وبلاگ مطرح خواهم کرد. درباره کتاب توحید مفضل توضیح در همانجا توضیح داده‌ام. (اگر لایق می‌دانید این وبلاگ را لینک کنید؛ اگر حتی یک نفر هم از این سخنان چیزی بیابد برای من کافی است.)

4.    یک سال گذشت... با تمام خوشی‌ها و غم‌ها،‌ با تمام خنده‌ها و احیاناً گریه‌ها، با رفاقت‌ها و دعواها... همه گذشتند... نه شادی‌اش پایدار بود و نه غصه‌اش ما را از پای درآورد... ایکاش با شادی‌اش شاد نمی‌شدیم تا غصه‌اش نیز غمگین‌مان نمی‌کرد... ایکاش کمی جدّی‌تر می‌نگریستیم... ایکاش به سخن مولایمان امیرالمؤمنین علیه‌السلام بیشتر توجّه می‌کردیم که فرمود: «دنیا دو روز است؛‌ یک روزش بر وقف مراد توست و روز دیگرش بر علیه توست. به آن روز که برای توست،‌ مغرور مشو و در آن روزی که بر تو سخت است، صبر پیشه کن.» و ایکاش گوش‌هایمان را بیشتر باز می‌کردیم تا ببینیم قرآن کریم، این کتاب آسمانی و انسان‌ساز، زهد را چگونه تفسیر می‌کند: «ما أَصابَ مِنْ مُصيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا في‏ أَنْفُسِكُمْ إِلاَّ في‏ كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسيرٌ لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى‏ ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ [حدید/22و23] : ...براى آنچه از دست داده‏ايد تأسف نخوريد، و به آنچه به شما داده است دلبسته و شادمان نباشيد...»

سال گذشته، در چنین روز بابرکتی (12 رجب = شب ولادت حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام) وبلاگم را تأسیس کردم. (البته دوازده رجب، پارسال مصادف با 25 تیر بود؛‌ ما تاریخ قمری را حساب می‌کنیم!)

آن هنگام گمان می‌کردم که ... ( شرمنده ! گمانم خصوصیه،‌ نمی‌تونم بگم!!!!!! )

 

!! نوشته شده توسط سید سينا | | یکشنبه چهاردهم تیر 1388 •

الهی و ربی من لی غیرک...؟

 

چه زیبا می فرماید مولایمان امیرالمومنین علیه السلام :

آگاه باشيد دنيا به آخر رسيده و پايان يافتن خويش را اعلام كرده است.

زيبايى هايش به زشتى گراييده، و روى برگردانده و به سرعت دور مى شود.

دنيا ساكنان خويش را به سوى فنا مى راند، و همسايگانش را با آهنگ مرگ پيش مى برد.

آنچه از دنيا شيرين بوده به تلخى گراييده، و آنچه صاف و زلال بوده تيرگى يافته است.

از دنيا چيزى باقى نمانده مگر به اندازه ته مانده ظرف آبى، يا جرعه ناچيزى همچون مقدار آبى كه به هنگام كمبود و جيره بندى شديد آب به افراد مى دهند، و به اندازه اى كم است كه اگر تشنه اى آن را بنوشد هرگز عطش او فرو نمى نشيند.

حال كه وضع دنيا چنين است اى بندگان خدا تصميم بر كوچ كردن از اين سرا بگيريد كه زوال و نيستى بر اهل آن فرض شده است، نكند آرزوها بر شما چيره شود و مبادا گمان بريد كه عمرتان طولانى خواهد بود.

به خدا سوگند اگر همانند شترانى كه بچه خود را از دست داده اند ناله سر دهيد و همچون كبوتران نوحه گرى كنيد، و بمانند راهبان تارك دنيا زارى نماييد و دست از اموال و فرزندان بكشيد تا به قرب الهى و مقامات والا نزد او، و آمرزش گناهانى كه كاتبان الهى آن را ثبت كرده و رسولان او، آن را نگهدارى مى كنند، دست يابيد، (همه اينها) در برابر ثوابى كه من براى شما انتظار دارم و عقوبتى كه از آن بر شما بيمناكم بسيار كم و ناچيز است.

به خدا قسم اگر دلهاى شما به كلّى آب شود و چشمهايتان از شدّت شوق به خدا و يا از خوف او (به جاى قطرات اشك) خون ببارد، سپس تا پايان دنيا زنده بمانيد و تا آنجا كه در توان داريد در اطاعت خدا تلاش و كوشش كنيد، باز اعمالتان پاسخگوى نعمت هاى عظيم الهى بر شما نيست، به ويژه نعمت هدايت شما به سوى ايمان.

(خطبه ی 52 نهج البلاغه)

 

پی نوشت :

اى دل عبث مخور غم دنيا را / فكرت مكن نيامده فردا را!

بشكاف خاك را و ببين آنگه / بى مهرى زمانه رسوا را

اين دشت خوابگاه شهيدان است / فرصت شمار وقت تماشا را

از عمرِ رفته نيز شمارى كن / مشمار جَدْى و عقرب و جوزا را

اين جويبار خرد كه مى بينى / از جاى كنده صخره صمّا را

آموزگار خلق شديم امّا / نشناختيم خود الف و با را

بت ساختيم در دل و خنديديم / بر كيش بد برهمن و بودا را

در دام روزگار ز يكديگر / نتوان شناخت پشّه و عنقا را

اى باغبان سپاه خزان آمد / بس دير كِشتيم اين گُل رعنا را

 

 

 

 

!! نوشته شده توسط سید سينا | | سه شنبه نهم تیر 1388 •

رجب ... ماه خدا ...

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم.

از بعضی از روایات بر می آید که ماه رجب ماه خدا، شعبان ماه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و رمضان ماه امت است.

بیدار باشید بندگان خدا ! لطف خدا شامل حالتان شده که بار دیگر رجب را درک کردید. مبادا این فرصت را از دست بدهید؛ برای سالکان الی الله فرصت خوبی پیدا شده که با سرعت مضاعف این راه را ادامه دهند. درهای آسمان ها گشوده شده است.

از نفس حساب بکشید ! مدام سرزنشش کنید ! بگویید عمر من چه شد؟ جوانی من چه شد؟ در چه راهی صرف شد؟ مراقبه و محاسبه داشته باشید. ما که چند صباحی بیش در این دنیا نیستیم، حیف است از دست بدهیم !

مواظب حرف هایتان باشید، مواظب لسانتان باشید، مواظب چشمتان باشید، مواظب گوش تان باشید، مواظب اعضا و جوارح تان باشید، مواظب قلبتان باشید. لحظه به لحظه باید مقرب تر شوید... در این ماه توفیقات الهی شامل بندگان می شود.

زبان را نگه داری کنید : گناه که نه ... بلکه چرت و پرت هم یک وقت خدایی نکرده نگوید!

چشم را مواظب باشید ، در حدیث داریم نگاه به نامحرم تیر زهر آلود شیطان است!

از همه مهم تر مواظب قلب تان باشید ... هر وقت فکر یک گناه که نه ... فکر یک مکروهی هم به سرتان زد ؛ در همان جا خفه اش کنید. با تقوا به خود حس و حال معنوی بدهید.

مبادا، مبادا، مبادا، نماز شب را از دست بدهید، که کیمیای سعادت و اکسیر اعظم است. به خدا قسم آنقدر خواهیم خفت که استخوان هایمان بپوسد! شب ها را از دست ندهید ...

شهید آوینی می گوید: « عقل معاش مي‌گوید كه شب هنگامِ خفتن است، اما عشق مي‌گوید كه بیدار باش، در راه خدا بیدار باش تا روح تو چون شعاعی از نور به شمس وجود حق اتصال یابد. عقل معاش مي‌گوید كه شب هنگام خفتن است، اما عقل معاد مي‌گوید كه همه‌ی چشم‌ها در ظلمات محشر، در آن هنگامه‌ی فزع اكبر، از هول قیامت گریانند، مگر چشمی كه در راه خدا بیدار مانده و از خوف او گریسته باشد. عقل معاش مي‌گوید كه شب هنگام خفتن است، اما عشق مي‌گوید: چگونه مي‌توان خفت وقتی كه جهان ظلمتكده‌ی كفرآبادی است كه در آن احكام حق مورد غفلت است؟ عشق مي‌گوید: چگونه مي‌توان خفت وقتی كه هنوز خون گرم امام عاشورا از زمین كرب و بلا مي‌جوشد و تو را فرا مي‌خواند؟ چگونه مي‌توان خفت و جهان را در كف جهال و قد‌اره‌بندها رها كرد؟ نه، شب هنگام خفتن نیست.» در حدیث قدسی آمده که خداوند فرمود : «دروغ می گوید آنکه مدعی دوستی من است و شب را تمام می خوابد، مگر غیر از این است که هر عاشقی خلوت با معشوق را دوست دارد؟!» مگر نماز شب چقدر طول می کشد؟! والا نیم ساعته هم می شود خواند. کافی است نیم ساعت یا چهل دقیقه قبل از اذان صبح بیدار شوید. حتی اگر حوصله داشتید نافله صبح را هم بخوانید. بعد از نماز صبح دعای عهد را فراموش نکنید، به خدا زیاد اذیت نمی شوید. اما خدا می داند چه تاثیراتی بر روح و روان آدم می گذارد! همین بیدار شدن برای نماز شب، انسان را در سرکوب نفس اماره قوی تر می کند. کسانی که لذت های این ها را چشیده اند می دانند! من که نچشیده ام اما می دانم خیلی شیرین است!

چشم بر هم بزنید عمر تمام شده است .. مبادا دست تان خالی باشد. «قطب راوندى» روايت كرده است كه عيسى (علی نبینا و آله و علیه السلام) بعد از مرگ مادرش، وى را صدا زد و گفت: اى مادر با من سخن بگو! آيا دوست دارى به دنيا برگردى؟ مادرش پاسخ داد: آرى، به اين اميد كه در دل شبهاى سرد براى خدا نماز بگزارم و در روزهاى گرم روزه بگيرم! پسرم اين راه (راه آخرت) بيمناك است.

زیاد استغفار کنید؛ ذکر بگویید. بیکار ننشینید؛ طوری هم ذکر نگویید که همه بفهمند! بعضی ها هستند صلوات می فرستند و وقتی به «صل» می رسند همچنین غلیظ و تند می گویند که همه می فهمند این دارد چیزی می گوید!! یا بعضی استغفر الله می گویند ولی غین را طوری می گویند که آدم فکر می کند چه شده است !! لا اله الا الله بگویید یا حی یاقیوم بگویید. چه می دانم دعاهای ماه رجب را بخوانید. حتما دعای «یا من ارجوه لکل خیر» را بعد از نماز ها بخوانید.

 ... و اگر به طاعت خدا موفق شدید، مبادا با عجب و غرور همه را بر باد بدهید! مدام از خود ناراضی باشید. در حدیث داریم «مومن صبح را شام نمی کند مگر آنکه به نفس خویش بدگمان است.» جایی که بنده از خود راضی باشد، در آنجا رضایت حق نیست. دستورات خداوند همچون دستورات طبیبی است که برای پرورش روح و زدودن بیماری های اخلاقی و روحی و ... است، اگر کسی به دستورات طبیب عمل کرد باید سر طبیب منت بگذارد؟!!! یا باید همیشه شاکر باشد؟

 راستی، (خوب شد یادم افتاد): در روز حتما قرآن بخوانید. نکند روزی بیاید و ما اصلا سراغ قرآن نرویم. بخوانید. 5 صفحه، 10 صفحه .. هر چقدر حال داشتید بخوانید. با تامل و تدبر ! حتما هم لازم نیست یک ضرب بخوانید؛ بعد از هر نماز چند صفحه بخوانید. اگر بتوانید نیم جزء بخوانید که زهی سعادت! این طوری تا قبل از ماه رمضان یک دور ختم می کنید. که ماه رمضان هم یک دور دیگر ختم کنید ان شاءالله.

مدتی مواظب باشید، ان شاءالله تا عید فطر یک برنامه خودسازی بریزید. که در این مدت یک جهش بتوانیم بکنیم.  آنگاه حلاوت و شیرینی آن را خواهید چشید. انشاءالله تعالی

و من الله التوفیق

التماس دعای فرج

والسلام علیکم و رحمةالله

!! نوشته شده توسط سید سينا | | چهارشنبه سوم تیر 1388 •

ولادت پنجمین امام نور مبارک !

بسم الله الرحمن الرحیم

قال الباقر علیه السلام : «ما عَرَفَ اَللهَ مَن عَصاهُ».

امام محمد باقر علیه السلام فرمودند: کسی که خدا را نافرمانی می کند، او را نشناخته است.

توجه بفرمایید چه نکته جالبی اینجا وجود دارد! کسی که خدا را نافرمانی می کند او را نشناخته است، الحق که چقدر حکیمانه است.

اگر می دانست که خدایی دارد عالم است، عادل است، قادر است، ناظر است، حاکم است، آیا باز گناه می کرد؟! اگر می دانست عالم محضر خداست؛ خدایی که او را آفریده و شدیدالعقاب است، آیا نافرمانی می کرد؟

انسان، نزد یک شخص معمولی هر گونه گناهی نمی کند! حالا چه شده که در محضر خداوند سبحان به خود این جسارت را می دهد، که نافرمانی کند؟! خداوندى كه از تمام نيات و اعمال، خرد و كلان، آشكار و نهان، آگاه است، گردش چشمهاى خطاكاران را مى بيند. نجواى نجوا كنندگان را مى شنود و از آنچه در دل داريم يا در سر مى پرورانيم آگاه است (يَعْلَمُ خائِنَةَ اْلأَعْيُنِ وَ ما تُخْفِي الصُّدُورُ).

او به ما از ما نزديكتر است، نزديكتر از شريانهاى گردنمان و نزديكتر از رگهاى قلبمان (وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريدِ).

هيچ حجابى ما را از او مستور نمى دارد، و در هيچ زمان و مكانى از ما جدا نيست (وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ).

أَ لَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرى ؟؟ آیا او ندانست خدا می بیند ؟!!!

به راستی اگر هزار بار هم اعتراف کنیم «رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرين» کم است!

حال، ما یک بار هم خودمان را در برابر خدا نمی شکنیم، خدا نیز که همچون ما نیست که در فکر انتقام باشد (ذات پاکش، منزه و مبراست از هرگونه عیب و نقص) و انتظار توفیقات بیشتر هم داریم !!

رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ، وَتَجاوَزْ عَمّا تَعْلَمُ، اِنَّكَ اَنْتَ الاَْعَزُّ الاَْكْرَمُ.

پروردگارا بيامرز و رحم كن و درگذر از آنچه مى دانى كه براستى تويى عزيزتر از همه و گرامى تر.

 


 

پی نوشت :

1.       این حدیث رو به مناسبت ولادت پنجمین امام نور حضرت باقرالعلوم علیه السلام، نوشتم؛ رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّميعُ الْعَليمُ  

2.       این عید بزرگ و فرا رسیدن ماه رجب مبارک ! 

3.       واااااااای خدا ، چقدر دلم برای ماه رمضان تنگ شده است!

4.    فراموش نمی کنم پارسال همین موقع در حرم مطهر حضرت امام رضا علیه السلام بودم، اون موقع ها که جوون تر بودم چقدر قلبم صاف تر بود!  مخصوصا یک بحث هایی در باره توبه و دعا از حضرت استاد مطهری (برای اولین بار) مطالعه کردم! چقدر منقلب شده بودم. بچه تر که بودم بیشتر حال عبادت داشتم !!

5.       اللهم انصر الاسلام و المسلمین و اخذل الکفار و المنافقین ...

6.       یا علی  

 

!! نوشته شده توسط سید سينا | | سه شنبه دوم تیر 1388 •