رضایت مخلوق = ذلت
بسم الله الرحمن الرحیم
امیرالمومنین خطاب به امام حسن مجتبی علیهماالسلام :
«... اما بعد؛ تجربه عینی و آشکار من از بد عهدی و بی وفایی دنیا و طغیان و سرکشی روزگار از یک سو، و آغوش گرم و گشاده آخرت، از سوی دیگر وادارم ساخت که تمام هوش و حواسم معطوف خودم باشد، لحظه ای از خود چشم برندارم و به دیگری نسپارم.
فهمیدم که من پیش و بیش از آنکه مسئول مردمان باشم، وظیفه دار خودم هستم. و بر این دریافت و دغدغه ام، عقل نیز صحّه گذاشت و از افتادنم به دام هوس، بازداشت. و تکیلفم را بی هیچ پرده و بیراهه ای روشن ساخت...»
آری! هزار و اندی سال پیش امیرمومنان علی بزرگ (سلام الله علیه) ما را از بی معرفتی دنیا آگاه ساخت و این همه تاکید، به علت اهمیت این موضوع بوده است؛
به راستی که خوار و ذلیل گشت آن که رضایت مخلوقی در نظرش بزرگ جلوه کرد، و خالق مخلوقات را به دست فراموشی سپرد.
مومن را نشاید که از غیر خدا حساب ببرد !
در این باره نیز مولای متقیان امیر مومنان علی بن ابی طالب صلوات الله علیه، در وصف متقین خطاب به همام (که بعد از سخنان حضرت جان به جان آفرین تسلیم کرد) می فرماید :
«عظمت خالق در وجودشان تجلی کرده و غیر آن، در چشمشان کوچک شده».
ای وااااااای بر کسی که رضایت مخلوق، هدف و غایت آمالش شود؛ سرنوشت عمرسعد را ببینید، نه به حکومت ری رسید و آخرتش هم... عمرسعدها در این زمانه کم نیستند؛ این یک نمونه از کسی است که رضایت مخلوق برایش هدف شده؛ مردم چشم ها را باز کنید؛ مبادا از یاد خدا غفلت کنید و بازیچه ای در دست منافقان شوید! مبادا رضایت مخلوق برایتان مهم شود که اگر چنین شود ننگ دنیا و آخرت را خریده اید!
اصولا سرچشمه تمام بدبختی های ما این است که خدا را که اصل است فراموش و مخلوقی که وجود خارجی ندارد، پیوسته در نظر داریم. (در مورد وجود خارجی، عرض می کنم که منظور این است که هستی شان دست خودشان نیست و از دیگری سرچشمه می گیرد، لذا خودشان نیز نمی توانند بر خودشان حاکم باشند چه برسد به دیگری؛ - چون اگر می توانستند، دیگر فانی نبودند و باقی می ماندند. - و هیچ سود یا ضرری نمی توانند داشته باشند؛ حال، چرا ما کسی که هستی اش، حیاتش، زندگی اش حتی در دست خودش نیست را در زندگی مان موثر می شماریم؟! و خدا را که تمام جهان، در قبضه قدرت اوست، فراموش می کنیم؟! قرآن می گوید: لا یضرکم نفعا و لا ضرا، هیچ سود و زیانی به شما نمی رسانند. و در جای دیگر می فرماید : اگر خداوند رحمتی برای شما بخواهد چه کسی می تواند آن را دفع کند؟ و از این قبیل ایات.)
فلهذا، اگر یک چنین جهان بینی داشته باشیم، یک چنین دیدگاهی داشته باشیم، هیچ گاه زیر بار ذلت نمی رویم! هیچ گاه خودمان را کوچک نمی کنیم؛ هیچ گاه برای به دست آوردن یک چیز بی ارزش نزد این و آن دست دراز نمی کنیم، هیچگاه... هیچگاه...
پس وای بر آن کس که چشم امید به غیر خدا داشت ...
والسلام علیکم و علی عبادالله الصالحین
پی نوشت:
۱. در جستجوی خدا، با موضوع «ایمان به معاد و تاثیرات آن» بروز شد. می خواستم طی 2 یا 3 پست بنویسم، اما چون مطالب به هم پیوسته بودند؛ همه رو با هم گذاشتم.
۲. پروردگارا ! به حق رسول اکرم صلی الله علیه و آله، سایه ی ولی امر مسلمین، رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیةالله العظمی خامنه ای (روحی فداه) را بر سر ما مستدام بدار !
۳. وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً (اسراء / 81)
۴. وقتی خطبه نمازجمعه تموم شد، یاد آیه ی «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنينَ ... » افتادم؛ الهی لَکَ الْحَمدُ وَ لَکَ الشَکر !
۵. هر گاه دلم رفت تا محبت کسی را به دل بگیرد، تو او را خراب کردی، خدایا، به هر که و به هرچه دل بستم، تو دلم را شکستی، عشق هر کسی را که به دل گرفتم، تو قرار از من گرفتی، هر کجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم، در سایه امیدی، و به خاطر آرزویی، برای دلم امنیتی به وجود آورم، تو یکباره همه را برهم زدی، و در طوفان های وحشتزای حوادث رهایم کردی، تا هیچ آرزویی در دل نپرورم و هیچ خیری نداشته باشم و هیچ وقت آرامش و امنیتی در دل خود احساس نکنم... تو این چنین کردی تا به غیر از تو محبوبی نگیرم و به جز تو آرزویی نداشته باشم، و جز تو به چیزی یا به کسی امید نبندم، و جز در سایه توکل به تو، آرامش و امنیت احساس نکنم... خدایا ترا بر همه این نعمتها شکر می کنم. (دکتر شهید چمران)
سی و یکم خرداد، روز شهادت شهید چمران ... یادش گرامی باد !
۶. درد دل رهبر عزیزمان (روحی فداه) با حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه و سهل الله مخرجه)
۷. همین الآن که دارم این رو می نویسم، جلوی درب منزلمون تظاهرات شدید شده و مردم با ماموران به شدت درگیر شده اند و با شعار های "مرگ بر دیکتاتور" و "مرگ بر این دولت مردم فریب" و تکبیر، خواستار این هستند که آقای موسوی بیاد سر کار!
من بیم آن دارم که خدایی نکرده، خدایی نکرده، خدایی نکرده .. یک وقت مشمول عذاب های الهی شویم!
پروردگارا ! هر کس می خواهد در مملکت اسلامی و امام زمانی ما، اغتشاش و بی نظمی ایجاد کند، شرش به خودش بازگردان.
عواقب امور ما ختم به خیر بگردان.
تمام مفاسد را از جامعه ی اسلامی ما، اصلاح بگردان.
و عجل اللهم فی فرج مولانا صاحب الزمان
خشیت الهی
بسم الله الرحمن الرحیم
بحثی پیرامون خشیت الهی از زبان استاد شهید مطهری :
«(یکی از سنت های معمول میان ائمه ی اطهار) عبادت و خوف از خدا و خدا باورى است. يك خداباورى عجيب در وجود اينها هست، از خوف خدا مىگريند و مىلرزند، گوئى خدا را مىبينند، قيامت را مىبينند، بهشت را مىبينند، جهنم را مىبينند. درباره موسى بن جعفر مىخوانيم: حليف السجدش الطويلة و الدموع الغزيرش يعنى هم قسم سجدههاى طولانى و اشكهاى جوشان. تا يك درون منقلب آتشين نباشد كه انسان نمىگريد.» (این بحث چون مربوط به امام کاظم علیه السلام بوده، استاد، به آن امام بزرگوار اشاره فرموده است.)
استاد شهید در جایی دیگر مطلب را بیشتر توضیح می دهد :
«آيه قرآن مىفرمايد: الذين يبلغون رسالات الله و يخشونه و لا يخشون احدا الا الله. از آن آيات كمرشكن براى داعيان و مبلغان دين و مذهب است: آنان كه رسالات الهى را تبليغ مىكنند، آنان كه پيامهاى خدا را به مردم مىرسانند و دو شرط در آنها وجود دارد: يكى اينكه خودشان از خدا مىترسند و ديگر اينكه از غير خدا نمىترسند. خودش از خدا مىترسد و يك آدم خدا ترس است و خوف خدا و خشيت الهى در قلبش جا گرفته است....
دعاى پيغمبر اكرم است: اللهم اقسم لنا من خشيتك ما يحول بيننا و بين معصيتك...
پروردگارا از خشيت و هيبت خودت آنقدر نصيب ما بگردان كه هميشه آن خشيت در قلب ما وجود داشته باشد و همان خشيت، حائل و مانعى بشود ميان ما و معاصى.
اول شرطى كه در اين آيه ذكر مىكند خشية الله است كه از خدا بينه و بين الله بترسد. يعنى آنچنان هيبت و عظمت الهى در قلبش ورود دارد كه تا تصور يك گناه در قلبش پيدا مىشود، اين خشيت، گناه را عقب مىزند. و لا يخشون احدا الا الله. و جز خدا از احدى نمىترسند. از خدا مىترسد و از غير خدا از احدى نمىترسد. البته خشيت يك معناى خاصى دارد كه با خوف فرق مىكند. "خوف" يعنى نگران عاقبت و آينده بودن، فكر و تدبير براى آينده و عاقبت يك كار كردن. ولى "خشيت" آن حالتى است كه ترس بر انسان مسلط مىشود و انسان جرأت را از دست مىدهد. جرأت خود را از دست دادن يعنى شجاعت نداشتن، شهامت نداشتن، اما تدبيرهاى عاقلانه براى نگرانيهايى كه در عاقبت كار ممكن است پيش بيايد غير از اين است كه انسان جرأت و شهامتش را از دست بدهد. قرآن مىگويد: داعيان الى الله و مبلغان حقيقى، در مقابل خدا، خشيتالهى دارند، جرأت و تجرى بر خدا يك ذره در وجودشان نيست، ولى در مقابل غير از خدا جرأت محض هستند و يك ذره خود را نمىبازند. و لا يخشون احدا الا الله.»
پی نوشت:
· الهی توفیق بده فقط عشق و خشیت تو در دلمون باشه ... !
· امروز که مدرسه ها تموم شد، به خودم اومدم و دیدم چقدر با در و دیوارهای بی جان انس گرفتم و چقدر به دنیا دلبستگی دارم؛ حق بدید با این همه دلبستگی، از مرگ بترسم!
· خطبه ی 52 نهج البلاغه خیلی برام موثر بود. حضرت در نکوهش دنیا چند جمله می فرمایند که انسان باورش نمی شه یک بشر چنین سخن گفته باشه! الله اکبر، الله اکبر. براستی که «علی علیه السلام، تجلی قدرت پروردگار است.»
· چند روز پیش نگاهی به کتاب "مشکلات جنسی جوانان" (از ایت الله مکارم شیرازی) انداختم، نکات خیلی جالبی داشت. بنده در یک جمله عرض می کنم که «تمام مشکلات جنسی، از یک نگاه شروع می شوند!» (برای دانلود کتاب اینجا آن کلیک کنید.)
روز زن بر خواهران بزرگوار مبارک ·
بیاد حضرت امام (ره)...
حضرت امام خميني از زبان شهید مطهری (اعلی الله مقامهما) :
پس از مهاجرت به قم، گمشده خود را در اين شخصيت ديگر يافتم. فكر كردم كه روح تشنه ام از اين شخصيت سيراب خواهد شد، اگر چه در آغاز مهاجرت به قم هنوز از مقدمات فارغ نشده بودم و شايستگى ورود به مقولات را نداشتم اما درس اخلاقى كه به وسيله شخصيت محبوبم در هر پنج شنبه و جمعه گفته مى شد و در حقيقت درس معارف و سير وسلوك بود، نه اخلاق به مفهوم خشك علمى، مرا سرمست مى كرد.
بدون هيچ اغراق و مبالغه اى، اين درس مرا آن چنان به وجد می آورد كه تا دوشنبه و سه شنبه هفته بعد خودم را شديدا تحت تاثير آن مى يافتم. بخش مهمى از شخصيت من در آن درس و سپس در درسهاى ديگرى كه در طى دوازده سال از اين استاد الهى فرا گرفتم، انعقاد يافت و همواره خود را مديون اودانسته و مى دانم راستى كه او روح قدس الهى بود.
من كه قريب به دوازده سال در خدمت اين مرد بزرگ تحصيل كرده ام باز وقتى كه در سفر اخير به پاريس به ملاقات و زيارت ايشان رفتم چيزهايى از روحيه او درك كردم كه نه فقط بر حيرت من، بلكه بر ايمانم نيز اضافه كرد؛ وقتى برگشتم، دوستانم گفتند: چه ديدى؟ گفتم چهار تا آمن ديدم:
آمن بهدفه : به هدفش ايمان دارد؛ دنيا اگر جمع بشود نمى تواند او را از هدفش منصرف كند.
آمن بسبيله : به راهى كه انتخاب كرده ايمان دارد امكان ندارد بتوان او را از اين راه منصرف كرد.
آمن بقومه : احدى مثل ايشان به روحيه مردم ايران ايمان ندارد.
آمن بربه : در يك جلسه خصوصى به من فرمود : اين ما نيستيم كه چنين مى كنيم من دست خدا را به وضوح حس مى كنم.


پی نوشت:
· خدایا! چه میشود که بعضی ها را انقدر بالا می بری که امثال من چنین غبطه بخورند؟ آیا ما هم سهمی در عبودیت تو خواهیم داشت؟ ایا پرتوی از نعمتی که به حضرت امام ها و شهید مطهری ها داده ای، روزی ما خواهد شد؟ آیا ما نیز عشق تو را تجربه خواهیم کرد؟ آیا .. آیا ... آیا...؟ ![]()
· اللهم اهدنی من عندک ... ![]()
· (در صورت تمایل) به اینجا هم سری بزنید، مطالبش جالب بود: http://www.aviny.com/Imamkhomeini/index.aspx
· تعجب می کنم، می بینم توی مدرسه، بچه ها دارن سر کاندیدها که این بهتره یا اون بهتره؛ با هم "دعوا" می کنن! سبحان الله! پشت سر این بندگان خدا عجب حرفهایی که نمی زنن!
به یگانگی خدا قسم، جواب تک تک حرفهامون رو باید بدیم... ![]()
· و در آخر اینکه، این برادر بزرگوار ما یک پست بسیار زیبا نوشته اند؛ پیشنهاد می کنم مطالعه بفرمایید چون از آن سری مطالبی است که دانستنش لازم است.
خاک بر سرمان...
بسم رب المهدی
می نویسم برای تو ای بهانه آفرینش، مهدی جان!
الهی عظم البلاء و برح الخفا... پروردگارا آیا وقت آن نرسیده که چشم ما به جمال زیبای مهدی منور بشود؟ آیا زمان آن نیست که مولایمان را زیارت کنیم؟
یا نه... شاید هنوز لیاقت نداریم...
هل الیک یابن احم سبیل فتلقی؟ هل یتصل یومنا...؟
ای نفست یار و مدد کار ما / کی و کجا وعده ی دیدار ما؟
آیا راهی برای ملاقات تو هست مهدی جان؟
بابی انت و امی و نفسی لک الوقاء و الحمی یابن السادة المقربین یابن انجباء الاکرمین یابن الهداة المهدیین...
ای خدااااااا! دریای ظلمت موج می زند؛ آیا وقت فرج نرسیده؟
خدایا، معبودا تو که بهتر می دانی... ظهور مولایمان به تاخیر افتاده.. آخر چرا؟
ما بدیم.. اما همه که مثل ما نیستند؟
مولای، متی ترانا و نراک؟ متی ترانا و نراک...؟ متی ترانا و نراک؟
این المضطر الذی یجاب اذا دعی؟ این صدر اخلائق ذوالبر و التقوی...؟ این ابن نبی المصطفی و بن خدیجةالغرا و بن فاطمةالکبری...؟؟؟
کدام گوشه مشعر کدام کنج منا به شوق وصف تو در انتظار بنشینم؟
امن یجیب المضطر اذاا دعاه و یکشف السوء...؟
خدایا بیچاره ایم، بدبختیم.. اگر مولامون نیاد چی کار کنیم؟ پروردگارا بر این بنده حقیر رحم کن...
سلام علی آل یاسین، السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته... ![]()
السلام علیک ایتها الصدیقة الشیهیدة...
بسم الله الرحمن الرحیم
از پنجمین امام نور به نقل از جابر عبدالله انصاری آمده:
پیامبر گرامی می فرمود: «هنگامی که روز رستاخیز فرا رسد دخت یگانه ام «فاطمه» بر مرکبی از مرکب های بهشتی نشسته و به صحرای محشر روی می آورد... در آن هنگام است که در طرف راست او هفتاد هزار فرشته و در سمت چپ وی نیز به همین شما از فرشتگان خدا او را همراهی می کنند.
فرشته وحی زمام مرکب او را گرفته و با رساترین ندای خویش ندا می دهد: هان (ای گردآمدگان در صحرای محشر)! چشم بر هم نهید تا دخت گرانمایه محمد بگذرد. و آن روز است که تمامی پیامبران و سفیران خدا، صدیقان و راستی پیشگان و شهیدان به احترام او و در برابر ندای فرشته وحی، دیدگان خویش را بر هم می نهند تا آن بانوی بی همتا بگذرد.
... در این شرایط حسّاس ندا می رسد که: هان ای بنده ی محبوب من! و ای فرزند بنده ی محبوب و پیامبر برگزیده من! از من بخواه تا هر آنچه خواستی، ارزانی ات گردد و در مورد هر کس می خواهی شفاعت نما، که شفاعتت پذیرفته است.
آنگاه ندا می رسد که: به اقتدار و شکوهم سوگند! که از هیچ ستم و ستمکاری نخواهم گذشت.
فاطمه (سلام الله علیها) رو به بارگاه خدا می گوید: خداوندا! نسل من، دوستداران و رهروان راه من، و پیروان نسل شایسته کردارم، آنها را مورد عنایت خویش قرار ده.
آنگاه است که از بارگاه خداوند ندا می رسد که: کجایند فرزندان و رهروان راه «فاطمه» و دوستداران و پیروان نسل پاک و سرافراز او؟
اینجاست که آنان در حالی که فزشتگان رحمت آنها را دربر گرفته اند، می آیند و فاطمه پیشاپیش آنان همگی را تا بهشت پرطراوت و زیبای خدا رهنمون می گردد.» (بحارالانوار، ج 43)
منبع: فاطمه من المهد الی اللحد
آقا جان تسلیت ! ![]()
جهت ختم دسته جمعی قرآن به http://elmira-21.blogfa.com/ تشریف ببرید. تقبل الله اعمالکم![]()


