تبليغاتX
متی ترانا و نراک؟

ع ش ق ...

اعوذ بالله من الشيطان الرجيــــم

بسم الله الرحمن الرحيم

 

«قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ »

بگو اگر دوست مي داريد خدا را ؛ پس، از من پيروي كنيـــد تا خدا شما را دوست بدارد و گناهانتان را ببخشد. و خدا بخشنده مهربان است.

( آل عمران_31)

-----------------------------------------------------------------------------------

...ان الله يري....

مي خواستم دنبال يك عكس مناسب بگردم تا مفهوم اين آيه را در آن خلاصه كنم؛ اما هرچه بيشتر گشتم كمتر يافتم؛ زيرا بقدري اين آيه پر مفهوم و عميق و در عين حال عارفانه است كه نمي توان آنرا در يك تصوير خلاصه نمود. كمي توجه كنيد:

 

مي فرمايد: "اي پيغمبر! به مردم بگو اگر خدا را دوست ميداريد مرا اطاعت كنيد تا خدا هم شما را دوست داشته باشد."

اولا؛ خداوند در اين آيه نشانه ي عاشق بودن را اطاعت و پيروي مي داند. (زيرا "حب" در لغت به معناي دوست داشتن شديد و يا به عبارت ديگر عشق است؛ در اين آيه اين طور آمده است: ان كنتم تحبون الله. يعني اگر محب خدا هستيد. اگر خدا محبوبتان است...) به طور كلي اگر ادعاي محبت ميكنيد پس اطاعت خدا را بكنيد.

امام صادق عليه السلام فرمود:

«خدا را نافرمانى كنى و اظهار دوستى او كنى؟! به جان خودم اين رفتارى شگفت است. اگر دوستيت راستين بود اطاعتش مىكردى زيرا كه دوستدار، مطيع كسى است كه او را دوست دارد.»

(قابل توجه كساني كه ميگن دلت بايد پاك باشه! نمازم نخوندي ، نخوندي....!!!)

 

 

ثانيا؛ ميگويد عشق دو طرفه است. يعني شما كه عاشق خدا هستيد خدا هم عاشق شما است.

و علاوه بر آن كه شما را دوست مي دارد گناهانتان را نيز مي بخشد. سپس تأكيد مي كند:كه خدا بخشنده و مهربان است.

 

.....

 

خيلي آيه ي عجيبي است. نكته ي خيلي باريكي نيزدر آن نهفته است؛ و آن اينست كه گرچه اين آيه يك آيه ي عارفانه است... اما به درد تك تك ما مي خورد. اگر كسي عاشق خدا هم نيست ، اگر خدا را اطاعت كند، خدا به تدريج به او شيريني عشق را مي چشاند.

در اصل در يك جمله دو مفهوم وابسته به هم وجود دارد:

1) براي اثبات عاشقيتان خدا را عبادت كنيد.

2) براي اينكه عاشق خدا شويد ، خدا را عبادت كنيد.

(جمله ي اول به درد كساني كه معرفت بيشتري دارند مي خورد ؛ و جمله دوم براي عوام مردم است تا به درجه ي عرفا برسند...)

***

سخن از عبادت به ميان آمد؛ حال اين پرسش مطرح مي شود كه حقيقت عبادت چيست؟ منظور از آيه ي "و ما خلقتُ الجن و الانس الا ليعبدون" چيست؟ آيا عبادت يك سري اعمال خشك و بي جان است؟ خير! عبادت آنست كه بنده در تمامي مراحل زندگي خدا را ياد كند و تمام افعال خود را با مقياس رضايت خدا بسنجد... و به مقام تسليم در آيد.... در چنين حالتي او مي شود عابد....

اميد كه تعقل كنيـــم.... براستي جاي تأمل و تدبر و تفكر دارد.....

 

الهي لا اَجد لذنوبي غافراً و لا لقَبائحي ساتراً و لا لشَئٍ مِن عملي القبيح بالحسن مبدلا غيرك

لا اله الا انت ظلمتُ نفسي و تجرأتُ بجهلي و سكنتُ الي قديم ذكرك لي و منكَ اَلَيْ........

 

!! نوشته شده توسط سید سينا | | پنجشنبه سی ام آبان 1387 •

كجا مي رويـــد....؟!

 

 

 

وَ ما مِنْ دَابَّة فِي الأَرْضِ إِلاّ عَلَى اللّهِ رِزْقُها وَ يَعْلَمُ مُسْتَقَرَّها وَ مُسْتَوْدَعَها كُلٌّ في كِتاب مُبين

 

هيچ جنبنده اى در زمين نيست مگر اين كه روزى او بر خداست. او قرارگاه و محلّ نقل و انتقالشان را مى داند; همه اينها در كتاب مبين (لوح محفوظ) ثبت است.

 

 

فاين تذهبون....؟

!! نوشته شده توسط سید سينا | | پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 •

فتبارك الله احسن الخالقين...

 

 

أَوَلَمْ يَرَوْا إِلَى الطَّيْرِ فَوْقَهُمْ صَافَّاتٍ وَيَقْبِضْنَ مَا يُمْسِكُهُنَّ إِلَّا الرَّحْمَنُ إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ بَصِيرٌ

آيا آنان به پرندگان بالاي سرشان نمينگرند كه چگونه بال ميزنند!؟ هيچ چيز جز خداي رحمن آن ها را نگه نمي دارد. براستي كه او بر همه چيز بيناست...

---------------------------------------------------------------------------

 

آري....

لا مؤثر في الوجود الا الله

اگر بدانيم هيچ چيز در اين عالم مؤثر نيست ، مگر ذات پاك او....

بدرستي از غير او مدد نخواهيم گرفت...

و اين است همان رمز توكل.....

***

برگ درختان سبز در نظر هوشيار  هر ورقش دفتريست معرفت كردگار

الهي و ربي من لي غيرك اسئله كشف ضري و النظر في امري...؟!

 

!! نوشته شده توسط سید سينا | | پنجشنبه شانزدهم آبان 1387 •

سال ها دل طلب جام جم از ما مـــي كرد *** آنچه خود داشت ز بيگانه تمنّا مـــي كرد

گوهري كز صدف كون و مكان بيرون بود *** طلب از گمشدگان لب دريا مـــي كرد

بيدلي در همه احوال خدا با او بود *** او نمي ديدش و از دور خدايــا مـــي كرد

مشكل خويش بر پير مغان بردم دوش *** كو به تاييد نظر حل معما مـــي كرد

گفتم اين جام جهان بين به تو كي داد حكيم *** گفت آن روز كه اين گنبد مينا مـــي كرد

گفت آن يار كز او گشت سر دار بلند *** جرمش آن بود كه اسرار هويدا مـــي كرد....

 

 

!! نوشته شده توسط سید سينا | | یکشنبه دوازدهم آبان 1387 •

از نصايح آيت الله بهجت

بسمه تعالی


کوچک و بزرگ باید بدانیم: راه یگانه برای سعادت دنیا و آخرت، بندگی خدای بزرگ است؛ و بندگی، در ترک معصیت است در اعتقادیات و عملیات.
آنچه را که دانستیم، عمل نماییم و آنچه را که ندانستیم، توقف و احتیاط نماییم تا معلوم شود، هرگز پشیمانی و خسارت، در ما راه نخواهد داشت؛ این عزم اگر در بنده، ثابت و راسخ باشد، خدای بزرگ، اولی به توفیق و یاری خواهد بود.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته، و الصلاة علی محمد و آله الطاهرین، واللعن علی أعدائهم أجمعین.

 

از نصيحت هاي آية الله بهجت (حفظه الله تعالي)

!! نوشته شده توسط سید سينا | | پنجشنبه نهم آبان 1387 •

قدر داني از مدير محترم وبلاگ در سايه سار معرفت

چه زيبا نوشت استاد عزيزم ، بهار خانم:

 

«اي دل اگر عاشقي ، در پي دلدار باش...»

 

 

 

امروز صبح كه از خانه خارج شدم ،‌ با ديدن آسمان ابري ( و در عين حال آلوده! )‌ تهران،‌ حضور حضرت حق را با تمام وجود احساس كردم....

اين حس زماني كه نسيم ملايمي صورتم را نوازش داد ، مضاعف شد.....

 

شايد به نظرتون بي ربط باشه ، شايدم مسخره.....

اما من جدي گفتم...!

 

*******

در واقع اين پست را براي تشكر از مدير محترم وبلاگ در سايه سار معرفت گذاشتــــم، كه هيچ گاه لطفشان را از من دريغ نكرده اند ؛ وگرنه اصلا نمي خواستـــم وسط هفته بيام نت! (ناگفته نماند چون شنبه تعطيل بود، امروز اول هفته است.... اما نمي دونم چرا؟ )

 

پ.ن (1): دوستان عزيز!

همه تون رو دوست دارم!‌ شايد تا آخر هفته نيام نت! اما بيادتون هستـــــــم....

 

پ.ن (2): فردا هم امتحان دارم،

دعام كنيد خوب بدم.....

 

___________________________________________________

 

به خدا مي سپارمتون....!

موفق باشيــــد./

سيد سينا.س

26/شوال/1429 هـ.ق

 

!! نوشته شده توسط سید سينا | | یکشنبه پنجم آبان 1387 •

شهادت امام صادق (ع)

ان الله يري....

سلام؛ بقدري سرم شلوغ شده كه بعضي وقتا يادم ميره وبلاگ هم دارم.....

حالا شنبه تعطيله؛ گفتم بيام يكم راجع به امام صادق (عليه السلام) صحبت كنم..... از  اونجايي هم كه شنبه شهادت اون بزرگوار هستش ، بعضي از وصاياي امام در هنگام مرگش رو گذاشتــــم.... اميد كه از پيروان حقيقي ايشون باشيــم...

 

 

 

امام در لحظه مرگ وصایایی چندی می‌نماید که برخی در امر امامت، برخی در زمینه مسائل خانوادگی و بخشی در مورد عامه است.

- به فرزندان خود فرمود: فَلا تَمُوتُنَّ اِلاُّ وَ اَنتُم مُسلِموُن؛  بکوشید که جز مسلمان نمی‌رید .

- به کسان و خویشان فرمود: اِنَّ شَفاعَتَنَا لاتَنالُ مَستَخِفّاَ بِالصَّلاةِ؛  شفاعت ما به کسی که نماز را کوچک بشمارد نمی‌رسد .

- به خانواده خود وصیت فرمود که پس از مرگش تا چند سال در موسم حج در منا برای ایشان مراسم عزاداری بر پا کنند.

- دستور دادند برای خویشان و کسان هدیه‌ای بفرستند، حتی هفتاد دینار برای حسن افطس از خویشان ایشان. حسن افطس همان کسی است که با خنجر به امام حمله کرده بود و می‌فرمود می‌خواهد آیه قرآن را در مورد صله رحم اجرا کند.

 

 

 

و بالاخره بخشی از وصیت راجع به مردم بود که روؤس آن دعوت به وقار و آرامش، حفظ زبان، پرهیز از دروغ و تهمت و دشمنی، دوری از تجاوزکار، پرهیز از حسادت و ترک معاصی و ... بود.

 

 

 

!! نوشته شده توسط سید سينا | | پنجشنبه دوم آبان 1387 •