تبليغاتX
متی ترانا و نراک؟

زمين 46 سال دارد...

MP3زمين و زمان

 

 

فقط تصور كنيد كه بتوانيم سن زمين را كه غير قابل تصور است ، فشرده كنيم و هر صد ميليون سال آن را يك سال در نظر بگيريم !

در اينصورت  كره زمين مانند فردي 46 ساله خواهد بود!
هيچ اطلاعي در مورد هفت سال اول اين فرد وجود ندارد و در باره ي سالهاي مياني زندگي او نيز اطلاعات كم و بيش پراكنده اي داريم !
اما اين را ميدانيم كه در سن 42 سالگي ، گياهان و جنگلها پديدار شده و شروع به رشد و نمو كرده اند.اثري از دايناسورها و خزندگان عظيم الجثه تا همين يكسال پيش نبود ! يعني زمين آنها را در سن 45 سالگي به چشم خود ديد  و تقريبا 8 ماه پيش پستانداران را به دنيا آورد .
در اوايل هفته ي پيش ميمون هاي آدم نما به آدمهاي ميمون نما تبديل شدند! و آخر هفته گذشته دوران يخ سراسر زمين را فرا گرفت .
انسان جديد فقط حدود 4 ساعت روي زمين بوده و طي همين يك ساعت گذشته كشاورزي را كشف كرده است !!!
بيش از يك دقيقه از عمر انقلاب صنعتي نمي گذرد و...
حال ببينيد انسان در اين يك دقيقه چه بلائي بر سر اين بيچاره ي 46 ساله آورده است !!!
او طي 40 دقيقه ي بيولوژيكي از اين بهشت يك آشغالداني كامل ساخته است .
او خودش را به نسبتهاي سرسام آوري زياد كرده ، و نسل 500 خانواده از جانداران را منقرض كرده است!سوختهاي اين سياره را مال خود كرده و همه را به يغما برده است!
و الان مثل كودكي معصوم و بي تقصير! ايستاده و به اين حمله ي برق آسا نگاه می کند   .

 

 

منبع: http://islamic.mihanblog.com/

!! نوشته شده توسط سید سينا | | دوشنبه سی و یکم تیر 1387 •

اي انسان! قدر خودت را بدان...

·     اي مسجود ملائك

 

 

·     اي آموزگار فرشتگان

 

 

·     اي خليفه خدا در زمين

 

 

·     اي امانت دار خدا

 

 

·     اي مرغ باغ ملكوت

 

 

·     اي زنداني زمين

 

 

·     دريغ از تو كه اين همه را در پاي بت نفس نثار كني

 

 

·      دريغ از تو اي شاگرد مكتب محمدي(ص) كه گرد بو جهل بگردي

 

 

·      دريغ از تو اي حواري امام علي(ع) كه بر سر سفره معاويه بنشيني

 

 

·      دريغ از تو اي مرثيه سراي امام حسين(ع) كه دعا گويه يزيد شوي

 

 

·      دريغ از تو اي سرباز امام عصر(عج) كه با ارتش شيطان آشتي كني

 

 

·     دريغ از تو اي هاشمي تبار كه با تبر ابراهيمي بر بت خانه نفس شورش نبري

 

 

·     دريغ از تو اي آسماني كه زميني شوي

 

 

·     دريغ از تو اي كوثري تبار كه تكاثر طلب شوي

 

 

·     دريغ از تو اي ملكوتي كه ملكي شوي

 

 

·     چنين مباد كه در اين باديه سرگردان افتي

 

 

 

 

!! نوشته شده توسط سید سينا | | دوشنبه سی و یکم تیر 1387 •

فتبارك الله احسن الخالقين...

نگاهى به آسمان تيره شب مى دوزيم

 

 يك پرنده استثنايى را در لابه لاى پرده هاى ظلمت

 

 همچون شبح اسرارآميزى مى بينيم

 

كه با شجاعت تمام

 

به هر سو براى پيدا كردن طعمه خويش در پرواز است.

 

 

اين پرنده همان

 

«خفاش» است

 

كه همه چيزش عجيب است

 

امّا پروازش در دل تاريكى شب از همه عجيب تر!!!

حركت سريع خفاش در تاريكى شب بدون برخورد به مانع،

 

 به قدرى شگفت انگيز است

 

كه هر قدر درباره آن مطالعه شود

 

اسرار تازه اى از اين پرنده اسرارآميز به دست مى آيد.

 

اين پرنده در ميان تاريكى

 

 با همان سرعت و شجاعتى

 

 حركت مى كند كه كبوتر تند پرواز

 

در دل آفتاب!

 

و مسلماً اگر وسيله اى براى اطلاع از وجود موانع نداشت

 

خيلى دست به عصا حركت مى كرد.

 

 اگر او را در تونلى تاريك و باريك و پر پيچ و خم

 

 كه آن را به دوده آغشته باشند

 

 رها سازند

 

 از تمام پيچ و خم ها مى گذرد

 

بدون اين كه حتى يك بار به ديوار تونل برخورد كند

 

و ذره اى دوده روى بال او بنشيند.

 

 اين وضع عجيب خفاش

 

 معلول خاصيّتى در وجود او است

 

شبيه خاصيّتِ رادار.

 

در اين جا بايد كمى با دستگاه رادار آشنا شويم

 

 تا به وضع آن در وجود كوچك خفاش پى ببريم.

 

در فيزيك

 

 در بحثِ صوت سخنى درباره امواج ماوراءِ صوت است

 

 اين امواج همان امواجى هستند

 

 كه تناوب و طول آنها به قدرى زياد است

 

 كه گوش انسان قادر به درك آنها نيست

 

 و به همين جهت آنها را ماوراءِ صوت مى نامند.

 

هنگامى كه چنين امواجى را

 

 به وسيله يك مبدأ فرستنده قوى ايجاد كنند،

 

 اين امواج همه جا پيش مى روند

 

 ولى همين كه در يك نقطه از فضا

 

به مانعى (مانند هواپيماى دشمن يا هر مانع ديگر) برخورد كند

 

 مانند توپى كه به ديوار بخورد باز مى گردند

 

 درست مانند صدايى كه ما در برابر يك كوه

 

و يا يك ديوار بلند مى دهيم

 

 و از مقدار فاصله زمانى بازگشت اين امواج مى توان

 

 فاصله آن مانع را دقيقاً اندازه گيرى كرد.

 

بسيارى از هواپيماها و كشتى ها

 

 به وسيله دستگاه رادار هدايت مى شوند

 

 و به هر مقصدى بخواهند مى روند

 

و نيز براى پيدا كردن هواپيماها و كشتى هاى دشمن

 

از رادار استفاده مى كنند.

 

دانشمندان مى گويند

 

 در وجود اين پرنده كوچك

 

 دستگاهى شبيه رادار وجود دارد،

 

 به اين نشان كه اگر آن را در اطاقى به پرواز در آوريم

 

 و در همان لحظه

 

 ميكروفونى كه امواج ماوراءِ صوت

 

 را به امواج قابل شنيدن تبديل مى كند،

 

به كار اندازيم،

 

 همهمه گوشخراشى در اطاق به راه خواهد افتاد

 

و در هر ثانيه 30 الى 60 مرتبه(!!!...)

 

امواج ماوراء صوت از خفاش شنيده مى شود.

 

ولى اين سؤال پيش مى آيد

 

 كه اين امواج به وسيله كدام عضو خفاش به وجود مى آيد

 

يعنى دستگاه فرستنده او كدام

 

و دستگاه گيرنده او كدام است؟

 

دانشمندان در پاسخ اين سؤال مى گويند:

 

«اين امواج به وسيله عضلات نيرومند حنجره خفاش ايجاد

 

و از طريق سوراخ هاى بينى او بيرون فرستاده مى شود،

 

و گوش بزرگ او دستگاه گيرنده امواجى است

 

كه باز مى گردد».

 

بنابراين خفاش در سير و سياحت شبانه خود

 

مديون گوش هاى خود است

 

 و يك دانشمند روسى به نام «ژورين» با تجربياتى ثابت كرده

 

كه اگر گوش هاى خفاش را بردارند

 

نمى تواند

 

 بدون برخورد به مانع در تاريكى پرواز كند.!

 

 در حالى كه اگر چشم او را به كلّى بردارند

 

 حركت او با كمال مهارت انجام خواهد يافت;

 

 يعنى خفاش با گوش خود مى بيند!

 

 نه با چشم خود!

 

 و اين چيز عجيبى است. (دقّت كنيد)

 

اكنون بينديشيد

 

 اين دو دستگاه عجيب و حيرت انگيز را

 

 چه كسى در اين جثه كوچك و ناچيز اين پرنده به وجود آورده

 

 و طرز استفاده از آنها را چگونه به او تعليم داده است

 

 كه بتواند در پناه اين وسيله مطمئن

 

از خطرات فراوانى كه در

 

 حركات شبانه اش در پيش روى او است مصون بماند؟

 

... راستى چه كسى؟

 

آيا ممكن است طبيعت فاقد عقل و شعور

 

 چنين عملى را انجام دهد؟!

 

 و دستگاهى را كه دانشمندان بزرگ با

 

هزينه هاى زياد مى سازند

 

 به اين سادگى در وجود او قرار دهد؟

 

شايسته ستايش آن آفريدگارى است *** كارد چنين دلاويز، نقشى ز ماء و طينى

 

اميرمؤمنان على(عليه السلام)

 

 در نهج البلاغه

 

 در ضمن خطبه مفصلى كه پيرامون آفرينش خفاش بيان كرده

 

 مى فرمايد:

 

«لا تمتنع من المضى فيه لغسق دجنته... فسبحان البارء لكل شىء على غير مثال;

 

 

و هرگز به خاطر شدت تاريكى از راه باز نمى ماند

 

... پاك و منزه است خدايى

 

 كه بدون الگوى قبلى همه چيز را آفريده است.»

 

بر گرفته از كتاب 50 درس عقايد

 

( مولف: آيت ا... مكارم شيرازي)

 

!! نوشته شده توسط سید سينا | | شنبه بیست و نهم تیر 1387 •

آيا بي نهايت وجود دارد؟

اگر يك آدم باحوصله پيدا شود و عمر بسيار درازى بكند

 

 و تمام حروف نوشته هايى را كه از زمان اختراع خط تاكنون نوشته شده است بشمارد،

 

 او به يك عدد بسيار بزرگى خواهد رسيد.

 

 اما اين عدد محدود است.

 

 شايد اين عدد در مقابل اعدادى كه در محاسبات رياضى به كار مى رود

 

 زياد هم بزرگ نباشد.

 

بدون شك در ميان تمام كلمات،

 

 كلمه اى پرهيبت تر از«بى نهايت»  نيست.

 

البته بر زبان آوردن اين كلمه كار بسيار ساده اى است

 

اما به همان اندازه مفهوم واقعى آن از حيطه فكر ما بيرون است..

معلولا ما با اعدادى آشنا هستيم

 

كه در زندگى خود با آنها سر و كار داريم.

 

 

به همين دليل هر قدر كه دامنه زندگى ما وسيعتر شود

 

با اعداد تازه و بزرگترى آشنا مى شويم

 

 انسان در زمانى مقدار اعدادى كه را كه مى شناخت

 

 به اندازه انگشتهاى دستش بود!

 

 اين موضوع چيزى عجيب نيست زيرا در محيط خودمان افرادى يافت

 

 مى شود

 

 كه بزرگترين عددى را كه فرا گرفته اند عدد «هزار» است،

 

 يعنى وراى اين عدد هزار، عدد ديگرى را ديگر درست نمى فهمند.

 

 اين گونه افراد مانند يك كودك

 

 به صورت محدود و محصورى مى انديشند

 

 و مطلقاً سر و كارى با اعداد بزرگتر ندارند

 

 و مثلا مفهوم واقعى عدد يك ميليون را نمى توانند درك كنند.

 

گاه پيش مى آيد كه در يك شهر كوچك

 

 كه مجموعه جمعيت آن از بزرگ و كوچك به پنجاه هزار نفر نمى رسد

 

 مجلس پرجمعيتى جمع مى شوند.

 

 شايد تعداد افراد شركت كننده،

 

 در اين مجلس چند هزار نفر بيشتر نباشد.

 

 حال اگر از عامى و بيسواد بپرسيد:

 

 

 تعداد افراد اين مجلس چند نفر است؟

 

 

مثلا، جواب خواهد داد:

 

 

صد هزار نفر.

 

 

 او معناى صد هزار نفر را درست نمى داند.

 

 

الآن كه بشر ترقى فوق العاده اى كرده،

 

 شايد بزرگترين عددى را كه در زندگى خود با آن سر و كار دارد

 

 

 از يك ميليون ميليارد تجاوز نكند.

 

 

 تازه اين عدد هم كمتر مورد نياز است.

 

 

ولى مى دانيداين عدد چيزى نيست

 

 جز يك عدد «1» كه پانزده صفر در سمت راست آن قرار مى گيرد.

 

 

 در واقع، اين عدد بسيار كوچكى است.

 

 

بالاتر از اين، آيا مى دانيد سر يك سوزن ميليونها اتم جاى مى گيرند؟

 

 

 

 حالا فكر كنيد تعداد اتمهايى كه كره زمين را فرا گرفته است

 

چقدر است؟

 

 بيشتر از اين،

 

 تعداد اتمهاى سياره هاى منظومه شمسى

 

 و يا حتى مجموعه

 

اتمهاى كرات تمام كهكشانهايى كه با قويترين تلسكوپ مى توان ديد

 

 چقدر است؟

 

 

 آيا به راستى مى توان آن را محاسبه كرد؟

 

 

 بله حساب كرده اند و مى گويند

 

 شايد از يك 3 كه 74 صفر در طرف راست آن باشد تجاوز نكند.

 

 

 

آيا اين عدد همان بى نهايت است؟ خير، اين عدد محدود است.

 

 

 اگر بجاى هفتاد و چهار،

 

 هفتاد هزار صفر هم در طرف راست آن عدد بگذارند باز محدود است،

 

 

 

 اگر يك كيلومتر يا هزار كيلومتر يا بيشتر «صفر» كنار آن بگذارند

 

 باز محدود است!!!

 

اگر چه ما از لحاظ عملى با اين گونه اعداد

 

 و حتى كمتر از آنها

 

 به صورتى رفتار مى كنيم كه گويا بى نهايت هستند

 

 

 

 ولى حقيقت اين است كه هيچ يك واقعاً بى نهايت نيستند.

 

 

 

 اين بى نهايت چه چيز عجيب و شگفتى است!

 

 

 

 كه هر چه درباره آن مى انديشيم

 

و فكرمان به طرف آن پيش مى رود

 

باز از دسترس فكر ما دور مى ماند.

 

 

اين موضوع يك پرسش را مطرح مى كند.

 

 

آيا بالاخره مى توانيم مفهوم «بى نهايت» را

 

 آنچنان كه هست درك كنيم؟

 

 

 

 بايد گفت: نه، هرگز. چنين چيزى يك آرزوى محال است.

 

 

 

دانش و علم ما هر قدر و به هر صورتى كه باشد باز محدود است.

 

 

 

به همين دليل ما فقط قادر به درك امر محدود هستيم.

 

 

ما نه تنها «بى نهايت» را درك نمى كنيم

 

 بلكه درك ما در مورد اعداد نيز حدودى دارد

 

 

 

 . در واقع، عددهايى كه از اعداد مورد نياز ما تجاوز مى كنند برايمان چندان مفهوم نيستند.

 

 

خلاصه اين كه تصور ما از بى نهايت

 

يك تصور بسيار كمرنگ است،

 

 آن هم مانند شبح به تصور مى آيد.

 

تصورى گنگ كه از دو


مفهوم «عدم» و«نهايت» تشكيل شده است.

 

 پرداختن به اين


موضوع نياز به يك بحث عميق فلسفى دارد كه جاى آن در
اينجا نيست.

 

تنها چيزى كه مى توان گفت عدم وضوح و روشنى


تصور «بى نهايت» در ذهن ماست...

 

و حالا تصور  كنيد وقتي مي گوييم علم خدا بي نهايت است،

 

يعني چه؟؟؟؟!!!

 

 

مي گوييم قدرت خداوند بي نهايت است،

 

يعني چه؟؟؟!

 

ميگوييم......يعني چه؟

 

 

 

 

بر گرفته از كتاب خدا را چگونه بشناسيم (نويسنده: آقاي مكارم شيرازي)

 

 

 

 

!! نوشته شده توسط سید سينا | | پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 •

شعر عقاب

شعري كه الآن مي نويسم اثر استاد خانلري است كه جنبه اجتماعي دارد و واقعا هم زيباست. بيش از اين نمي توانم توضيح دهم. خودتان شعر را بخوانيد تا متوجه شويد...

 

گشت غمناک دل و جان عقاب
چو از او دور شد ایام شباب


دید کش دور به انجام رسید
افتابش به لب بام رسید


باید از هستی دل بر گیرد
ره سوی کشور دیگر گیرد


خواست تا چاره ناچار کند
دارویی جوید و در کار کند


صبح گاهی ز پی چاره کار
گشت بر باد سبک سیر سوار

 


گله کاهنگ چرا داشت به دشت
ناگه از وحشت پر ولوله گشت

 
وان شبان .بیم زده .دل نگران
شد پی بره نوزاد دوان


کبک در دامن خاری اویخت
مار پیچید و به سوراخ گریخت


آهو استاد و نگه کرد و رمید
دشت را خط غباری بکشید


لیک صیاد سر دیگر داشت
صید را فارغ و ازاد گذاشت...

 

بقيه شعرو تو ادامه مطلب بخونيد...!


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط سید سينا | | چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 •

ماه رجب، ماه خدا

بدانيد كه اين ماه (رجب) و ماه شعبان و ماه رمضان در شرافت تمامند

 

 و روايت بسيار در فضيلت آن ها بلكه

 

 

 از حضرت رسول_صلي الله عليه و آله و سلم_ روايت شده

 

 كه ماه رجب ماه بزرگ خداست

 

 و ماهي در حرمت و فضيلت بآن نمي رسد

 

 و قتال با كافران در اين ماه حرام است

 

 و رجب ماه خداست و شعبان ماه من است و رمضان ماه امت من است.

 

 كسيكه يك  ر وز از ماه رجب را روزه دارد مستوجب خشنودي بزرگ خدا گردد

 

 و غضب الهي از او دور شود و دري از در هاي جهنم بر روي او بسته گردد

 

 

 

و از حضرت موسي بن جعفر_عليه اسلام_

 

 كه هر كه يك روز از ماه رجب را روزه بدارد

 

 آتش جهنم يكساله راه از او دور شود

 

 و هر كه سه روز از آن را روزه بدارد بهشت او را واجب گردد

 

 و ايضا فرمود كه رجب نام نهريست در بهشت،

 

 از شير سفيد تر و از عسل شيرين تر.

 

 هر كه يك روز از رجب را روزه دارد البته از آن نهر بياشامد.

 

 

و از حضرت صادق_عليه السلام_ منقول است

 

 كه حضرت رسول _ صلي الله عليه و آله و سلم_ فرمود

 

 كه ماه رجب ماه استغفار امت من است.

 

 پس در اين ماه بسيار طلب آمرزش كنيد كه خدا آمرزنده و مهربان است....

 

انشاالله خداوند ما را عاقبت بخير كند...

 

 

در ادامه مطلب نيز دعاي ماه رجب را گذاشته ام.

 

 

رحم الله من قرا الفاتحه مع الصلوات

 

 


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط سید سينا | | چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 •

شيعيان عيدتان مبارك!!!

وعده ما نجف، انشاءالله

!! نوشته شده توسط سید سينا | | سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 •

احاديث نبوى در باره على عليه السلام

احاديث نبوى در باره على عليه السلام

انت اخى و وزيرى و وارثى و خليفتى من بعدى.

كفاية الطالب ص 205 (حديث نبوى)

همچنانكه در فصل گذشته آياتى كه در باره ولايت و برترى على عليه السلام نازل شده از كتب عامه استخراج و ثبت گرديد در اين فصل نيز اغلب باحاديث نبوى از كتب معتبره اهل سنت اشاره ميگردد تا هر گونه راه عذر و بهانه‏اى براى آنان مسدود باشد.

1ـحديث غدير:علماء و مفسرين از عامه و خاصه نوشته‏اند كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله موقع مراجعت از حجة الوداع در غدير خم توقف نموده و پس از ايراد خطبه بمردم فرمود آيا من نسبت بشما اولى بتصرف نيستم؟عرض كردند چرا فرمود من كنت مولاه فهذا على مولاه .يعنى هر كس كه من مولا و صاحب اختيار او هستم اين على مولاى او خواهد بود و بدين ترتيب او را بولايت و پيشوائى مردم منصوب گردانيد (1) .

2ـحديث منزلت:احمد بن حنبل و شيخ سليمان بلخى و ابن صباغ مالكى و ديگران نوشته‏اند كه پيغمبر صلى الله عليه و آله بعلى عليه السلام فرمود:انت منى بمنزلة هارون من موسى الا انه لا نبى بعدى (2) .

يعنى تو از من بمنزله هارونى از موسى جز اينكه پس از من پيغمبرى نخواهد بود،بحرانى در كتاب غاية المرام يكصد حديث از عامه و هفتاد حديث از خاصه دراينمورد نقل كرده است (3) .

3ـحديث يوم الانذار:رسول اكرم صلى الله عليه و آله در اوائل بعثت بفرمان خداى تعالى اقوام نزديك خود را جمع نموده و رسالت خويش را بآنان ابلاغ فرمود و در همان مجلس اعلام نمود كه هر كس از شما در پذيرفتن دعوت من سبقت جويد او پس از من جانشين من خواهد بود،از ميان تمام آنان فقط على عليه السلام دعوت آنحضرت را پذيرفت و رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمود:انت اخى و وزيرى و وارثى و خليفتى من بعدى (4) . (تو برادر و وزير و وارث من و جانشين من پس از من هستى) اين حديث از مهمترين احاديثى است كه در مورد خلافت على عليه السلام هر گونه عذر و بهانه را از ميان بر ميدارد زيرا پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله خلافت على عليه السلام را توأم با نبوت خود در همان موقع ابلاغ فرموده است و اين مطلب تقريبا در تمام كتب تاريخ و تفسير و حديث اهل سنت ذكر شده است و در فصل سوم بخش يكم كتاب تا حدى در اينمورد توضيحات لازمه داده شده است .

4ـحديث ثقلين:در كتب معتبره عامه و خاصه با اختلاف كوچكى در كلمات و الفاظ نقل شده است كه هنگاميكه رحلت رسول اكرم نزديك شد فرمود:انى تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتى اهل بيتى و انهما لمن يفترقا حتى يردا على الحوض (5) . (من در ميان شما دو چيز بزرگ و وزين ميگذارم كتاب خدا و عترتم را و آندو هرگز از يكديگر جدا نشوند تا در كنار حوض بر من وارد گردند.)

حديث ثقلين از احاديث مسلم و قطعى است كه بسندهاى بسيار و عبارات مختلفى روايت شده و سنى و شيعه بصحتش اعتراف و اتفاق دارند و از اين حديث‏و امثال آن چند مطلب مهم استفاده ميشود:

1ـهمچنانكه قرآن تا قيامت در بين مردم باقى ميماند عترت پيغمبر نيز تا قيامت باقى خواهد ماند يعنى هيچ زمانى از وجود امام و رهبر حقيقى خالى نميگردد.

2ـپيغمبر اسلام بوسيله اين دو امانت بزرگ تمام احتياجات علمى و دينى مسلمين را تأمين نموده و اهل بيتش را بعنوان مرجع علم و دانش بمسلمين معرفى كرده و اقوال و اعمالشان را معتبر دانسته است.

3ـقرآن و اهل بيت نبايد از هم جدا شوند و هيچ مسلمانى حق ندارد از علوم اهل بيت اعراض كند و خودش را از تحت ارشاد و هدايت آنان بيرون نمايد.

4ـمردم اگر از اهل بيت اطاعت كنند و باقوال آنها تمسك جويند گمراه نميشوند و هميشه حق در نزد آنها است.

5ـجميع علوم لازمه و احتياجات دينى مردم در نزد اهل بيت موجود است و هر كس از آنها پيروى نمايد در ضلالت واقع نميشود و بسعادت حقيقى نائل ميگردد يعنى اهل بيت از خطاء و اشتباه معصومند و بواسطه همين قرينه معلوم ميشود كه مراد از اهل بيت و عترت تمام خويشان و اولاد پيغمبر نيست بلكه افراد معينى ميباشند كه از جهت علوم دين كامل باشند و خطاء و عصيان در ساحت وجودشان راه نداشته باشد تا صلاحيت رهبرى داشته باشند و آنها عبارتند از على عليه السلام و يازده فرزندش كه يكى پس از ديگرى بامامت منصوب شده‏اند (6) .

5ـحديث سفينة:از ابن عباس و ديگران نقل شده است كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود:مثل اهل بيتى مثل سفينة نوح من ركبها نجا و من تخلف عنها غرق (7) .يعنى مثل خاندان من داستان كشتى نوح است هر كه سوار آن شد نجات يافت و هر كه تخلف نمود غرق گرديد.

محمد بن ادريس شافعى ضمن اشعار خود باين حديث اشاره كرده و گويد:

و لما رأيت الناس قد ذهبت بهم‏ 
مذاهبهم فى ابحر الغى و الجهل‏ 
ركبت على اسم الله فى سفن النجا 
و هم اهل بيت المصطفى خاتم الرسل‏ 
و امسكت حبل الله و هو ولاءهم‏ 
كما قد امرنا بالتمسك بالحبل. (8)

يعنى چون مردم را غرق درياهاى گمراهى و نادانى ديدم بنام خداى تعالى در كشتيهاى نجات كه آنها خاندان رسالت و اهلبيت خاتم الانبياء صلى الله عليه و آله هستند تمسك جستم و بحبل خدا كه دوستى آن خاندان است تمسك جستم همچنانكه بما امر شده است كه بآن حبل الله تمسك جوئيم.

6ـحديث حق:علماى عامه و خاصه بطرق مختلفه نقل كرده‏اند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:على مع الحق و الحق مع على. (على هميشه همراه با حق بوده و حق هم با على است) بحرانى در غاية المرام پانزده حديث از عامه و يازده حديث از خاصه در اينمورد نقل كرده است (9) .

7ـان علينا منى و انا منه و هو ولى كل مؤمن بعدى (10) على از من و من هم از او هستم و او ولى هر مؤمنى است) .

8ـلكل نبى وصى و وارث و ان عليا وصيى و وارثى (11) .

براى هر پيغمبرى جانشين و وارثى است و البته جانشين و وصى من هم على است.

9ـمن اطاعنى فقد اطاع الله و من عصانى فقد عصى الله،و من اطاع عليا فقد اطاعنى و من عصى عليا فقد عصانى (12) .

هر كس مرا اطاعت كند خدا را اطاعت كرده است و هر كه مرا نافرمانى كندخدا را نافرمانى كرده است،و كسيكه على را اطاعت كند مرا اطاعت كرده و هر كه على را نا فرمانى كند مرا نافرمانى كرده است.

10ـانا و على حجة الله على عباده (13) .

من و على حجة خداونديم بر بندگانش.

11ـعلى مع القرآن و القران مع على لا يفترقان حتى يردا على الحوض (14) .

على با قرآن و قرآن با على است آندو از هم جدا نميشوند تا كنار حوض كوثر بر من وارد شوند.

12ـما انا سددت ابوابكم و فتحت باب على و لكن الله فتح باب على و سد ابوابكم (15) .

(رسول اكرم فرمود درب خانه‏هاى ابو بكر و عمر و عباس بن عبد المطلب و ديگران را كه بمسجد باز ميشد مسدود كردند و فقط درب خانه حضرت امير را باز گذاشتند،عباس بن عبد المطلب علت اين امر را از حضرتش پرسيد پيغمبر صلى الله عليه و آله چنين فرمود) من درهاى خانه‏هاى شما را نبستم و در خانه على را باز نگذاشتم و لكن خداوند درهاى شما را مسدود كرد و در خانه على را باز گذاشت.

13ـان الله جعل ذرية كل نبى فى صلبه و جعل ذريتى فى صلب على بن ابيطالب (16) .

خداوند نسل و اولاد هر پيغمبرى را در صلب او قرار داد و ذريه مرا در صلب على بن ابيطالب گذاشت.ـيا على انت اول المؤمنين ايمانا و اول المسلمين اسلاما و انت منى بمنزلة هارون من موسى (17) .

يا على تو اولين كسى هستى از مؤمنين كه ايمان آوردى و اولين كسى از مسلمين هستى كه اسلام آوردى و نسبت تو بمن بمنزله هارون است بموسى.

اين هم سيزده حديث به مناسبت ۱۳رجب

 

!! نوشته شده توسط سید سينا | | سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 •

ميلاد مولود كعبه مبارك!!!

بسم الله الرحمن الرحيم

علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را

که به ماسوا فکندي همه سايه‌ي هما را

دل اگر خداشناسي همه در رخ علي بين

به علي شناختم به خدا قسم خدا را

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند

چو علي گرفته باشد سر چشمه‌ي بقا را

مگر اي سحاب رحمت تو بباري ارنه دوزخ

به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

برو اي گداي مسکين در خانه‌ي علي زن

که نگين پادشاهي دهد از کرم گدا را

بجز از علي که گويد به پسر که قاتل من

چو اسير تست اکنون به اسير کن مدارا

بجز از علي که آرد پسري ابوالعجائب

که علم کند به عالم شهداي کربلا را

چو به دوست عهد بندد ز ميان پاکبازان

چو علي که ميتواند که بسر برد وفا را

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت

متحيرم چه نامم شه ملک لافتي را

بدو چشم خون فشانم هله اي نسيم رحمت

که ز کوي او غباري به من آر توتيا را

به اميد آن که شايد برسد به خاک پايت

چه پيامها سپردم همه سوز دل صبا را

چو تويي قضاي گردان به دعاي مستمندان

که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را

چه زنم چوناي هردم ز نواي شوق او دم

که لسان غيب خوشتر بنوازد اين نوا را

«همه شب در اين اميدم که نسيم صبحگاهي

به پيام آشنائي بنوازد و آشنا را»

ز نواي مرغ يا حق بشنو که در دل شب

غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهريارا

 

شهريار

!! نوشته شده توسط سید سينا | | سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 •

خيلي جالبه!!!

 

سوسک حمام می‌تواند 9 روز بدون سر زندگی کند تا اینکه از گرسنگی بمیرد.


یک کوروکودیل نمی‌تواند زبانش را بیرون در بیاورد.


 
حلزون می‌تواند 3 سال بخوابد.


به طور میانگین مردم از عنکبوت بیشتر می‌ترسند تا از مرگ!


اگر جمعیت چین به شکل یک صف از مقابل شما راه بروند، این صف به خاطر سرعت تولید مثل هیچ‌وقت تمام نخواهد شد.


خطوط هوایی آمریکا با کم کردن فقط یک زیتون از سالاد هر مسافر در سال 1987 توانست 40000$ صرفه‌جویی کند.


ملت آمریکا بطور میانگین روزانه 73000 متر مربع پیتزا می‌خورند.


چشم‌های شترمرغ از مغزش بزرگتر است.


 
بچه‌ها بدون کشکک زانو متولد میشوند. کشکک‌ها در سن 2 تا 6 سالگی ظاهر می‌شوند.


کوبیدن سر به دیوار 150 کالری در ساعت مصرف می‌کند.


پروانه‌ها با پاهایشان می‌چشند.


گربه‌‌ها می‌توانند بیش از یکصد صدا با حنجره خود تولید کنند در حالیکه سگ‌ها کمتر از 10 تا!


ادرار گربه زیر نور سیاه می‌درخشد.


تعداد چینی‌هایی که انگلیسی بلدند، از تعداد آمریکایی‌هایی که انگلیسی بلدند، بیشتر است!!


دوئل کردن در پاراگوئه آزاد است به شرطی که طرفین خون خود را بر گردن بگیرند.


فیل‌ها تنها حیواناتی هستند که نمی‌توانند بپرند.


هر بار که یک تمبر را میلیسید 10/1 کالری انرژی مصرف می‌کنید.


فورییه 1865 تنها زمانی بود که ماه کامل نشد.


کوتاهترین جمله کامل در زبان انگلیسی I am است.


اگر عروسک باربی را زنده تصور کنید سایزش 33-23-39 و قدش 2 متر و 15 سانتی‌متر خواهد بود با گردنی 2 برابر بلندتر از یک انسان نرمال.


تمام خرسهای قطبی، چپ دست هستند.


اگر یک ماهی قرمز را در یک اتاق تاریک قرار دهید، کم کم رنگش سفید می‌شود.


اگر به صورت مداوم 8 سال و 7 ماه و 6 روز فریاد بزنید، انرژی صوتی لازم برای گرم کردن یک فنجان قهوه را تولید کرده‌اید.


در مصر باستان افراد روحانی تمام موهای بدن خود را می‌کندند حتی ابروها و موژه‌ها.


کوتاه‌ترین جنگ در تاریخ در سال 1896 بین زانزیبار و انگلستان رخ داد که 38 دقیقه طول کشید.


در 4000 سال گذشته هیچ حیوان جدیدی رام نشده است.


هیچ‌وقت نمیتوانی با چشمان باز عطسه کنی.


تعداد انسان‌هایی که به وسیله خر کشته می‌شوند، از انسان‌هایی که در سانحه هوایی می‌میرند بیشتر است.


چشم‌های ما از بدو تولد همین اندازه بوده‌اند، اما رشد دماغ و گوش ما هیچ‌وقت متوقف نمی‌شوند.

 

!! نوشته شده توسط سید سينا | | سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 •