چه زیبا می فرماید مولایمان امیرالمومنین علیه السلام :
آگاه باشيد دنيا به آخر رسيده و پايان يافتن خويش را اعلام كرده است.
زيبايى هايش به زشتى گراييده، و روى برگردانده و به سرعت دور مى شود.
دنيا ساكنان خويش را به سوى فنا مى راند، و همسايگانش را با آهنگ مرگ پيش مى برد.
آنچه از دنيا شيرين بوده به تلخى گراييده، و آنچه صاف و زلال بوده تيرگى يافته است.
از دنيا چيزى باقى نمانده مگر به اندازه ته مانده ظرف آبى، يا جرعه ناچيزى همچون مقدار آبى كه به هنگام كمبود و جيره بندى شديد آب به افراد مى دهند، و به اندازه اى كم است كه اگر تشنه اى آن را بنوشد هرگز عطش او فرو نمى نشيند.
حال كه وضع دنيا چنين است اى بندگان خدا تصميم بر كوچ كردن از اين سرا بگيريد كه زوال و نيستى بر اهل آن فرض شده است، نكند آرزوها بر شما چيره شود و مبادا گمان بريد كه عمرتان طولانى خواهد بود.
به خدا سوگند اگر همانند شترانى كه بچه خود را از دست داده اند ناله سر دهيد و همچون كبوتران نوحه گرى كنيد، و بمانند راهبان تارك دنيا زارى نماييد و دست از اموال و فرزندان بكشيد تا به قرب الهى و مقامات والا نزد او، و آمرزش گناهانى كه كاتبان الهى آن را ثبت كرده و رسولان او، آن را نگهدارى مى كنند، دست يابيد، (همه اينها) در برابر ثوابى كه من براى شما انتظار دارم و عقوبتى كه از آن بر شما بيمناكم بسيار كم و ناچيز است.
به خدا قسم اگر دلهاى شما به كلّى آب شود و چشمهايتان از شدّت شوق به خدا و يا از خوف او (به جاى قطرات اشك) خون ببارد، سپس تا پايان دنيا زنده بمانيد و تا آنجا كه در توان داريد در اطاعت خدا تلاش و كوشش كنيد، باز اعمالتان پاسخگوى نعمت هاى عظيم الهى بر شما نيست، به ويژه نعمت هدايت شما به سوى ايمان.
(خطبه ی 52 نهج البلاغه)
پی نوشت :
اى دل عبث مخور غم دنيا را / فكرت مكن نيامده فردا را!
بشكاف خاك را و ببين آنگه / بى مهرى زمانه رسوا را
اين دشت خوابگاه شهيدان است / فرصت شمار وقت تماشا را
از عمرِ رفته نيز شمارى كن / مشمار جَدْى و عقرب و جوزا را
اين جويبار خرد كه مى بينى / از جاى كنده صخره صمّا را
آموزگار خلق شديم امّا / نشناختيم خود الف و با را
بت ساختيم در دل و خنديديم / بر كيش بد برهمن و بودا را
در دام روزگار ز يكديگر / نتوان شناخت پشّه و عنقا را
اى باغبان سپاه خزان آمد / بس دير كِشتيم اين گُل رعنا را
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم.
از بعضی از روایات بر می آید که ماه رجب ماه خدا، شعبان ماه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و رمضان ماه امت است.
بیدار باشید بندگان خدا ! لطف خدا شامل حالتان شده که بار دیگر رجب را درک کردید. مبادا این فرصت را از دست بدهید؛ برای سالکان الی الله فرصت خوبی پیدا شده که با سرعت مضاعف این راه را ادامه دهند. درهای آسمان ها گشوده شده است.
از نفس حساب بکشید ! مدام سرزنشش کنید ! بگویید عمر من چه شد؟ جوانی من چه شد؟ در چه راهی صرف شد؟ مراقبه و محاسبه داشته باشید. ما که چند صباحی بیش در این دنیا نیستیم، حیف است از دست بدهیم !
مواظب حرف هایتان باشید، مواظب لسانتان باشید، مواظب چشمتان باشید، مواظب گوش تان باشید، مواظب اعضا و جوارح تان باشید، مواظب قلبتان باشید. لحظه به لحظه باید مقرب تر شوید... در این ماه توفیقات الهی شامل بندگان می شود.
زبان را نگه داری کنید : گناه که نه ... بلکه چرت و پرت هم یک وقت خدایی نکرده نگوید!
چشم را مواظب باشید ، در حدیث داریم نگاه به نامحرم تیر زهر آلود شیطان است!
از همه مهم تر مواظب قلب تان باشید ... هر وقت فکر یک گناه که نه ... فکر یک مکروهی هم به سرتان زد ؛ در همان جا خفه اش کنید. با تقوا به خود حس و حال معنوی بدهید.
مبادا، مبادا، مبادا، نماز شب را از دست بدهید، که کیمیای سعادت و اکسیر اعظم است. به خدا قسم آنقدر خواهیم خفت که استخوان هایمان بپوسد! شب ها را از دست ندهید ...
شهید آوینی می گوید: « عقل معاش ميگوید كه شب هنگامِ خفتن است، اما عشق ميگوید كه بیدار باش، در راه خدا بیدار باش تا روح تو چون شعاعی از نور به شمس وجود حق اتصال یابد. عقل معاش ميگوید كه شب هنگام خفتن است، اما عقل معاد ميگوید كه همهی چشمها در ظلمات محشر، در آن هنگامهی فزع اكبر، از هول قیامت گریانند، مگر چشمی كه در راه خدا بیدار مانده و از خوف او گریسته باشد. عقل معاش ميگوید كه شب هنگام خفتن است، اما عشق ميگوید: چگونه ميتوان خفت وقتی كه جهان ظلمتكدهی كفرآبادی است كه در آن احكام حق مورد غفلت است؟ عشق ميگوید: چگونه ميتوان خفت وقتی كه هنوز خون گرم امام عاشورا از زمین كرب و بلا ميجوشد و تو را فرا ميخواند؟ چگونه ميتوان خفت و جهان را در كف جهال و قدارهبندها رها كرد؟ نه، شب هنگام خفتن نیست.» در حدیث قدسی آمده که خداوند فرمود : «دروغ می گوید آنکه مدعی دوستی من است و شب را تمام می خوابد، مگر غیر از این است که هر عاشقی خلوت با معشوق را دوست دارد؟!» مگر نماز شب چقدر طول می کشد؟! والا نیم ساعته هم می شود خواند. کافی است نیم ساعت یا چهل دقیقه قبل از اذان صبح بیدار شوید. حتی اگر حوصله داشتید نافله صبح را هم بخوانید. بعد از نماز صبح دعای عهد را فراموش نکنید، به خدا زیاد اذیت نمی شوید. اما خدا می داند چه تاثیراتی بر روح و روان آدم می گذارد! همین بیدار شدن برای نماز شب، انسان را در سرکوب نفس اماره قوی تر می کند. کسانی که لذت های این ها را چشیده اند می دانند! من که نچشیده ام اما می دانم خیلی شیرین است!
چشم بر هم بزنید عمر تمام شده است .. مبادا دست تان خالی باشد. «قطب راوندى» روايت كرده است كه عيسى (علی نبینا و آله و علیه السلام) بعد از مرگ مادرش، وى را صدا زد و گفت: اى مادر با من سخن بگو! آيا دوست دارى به دنيا برگردى؟ مادرش پاسخ داد: آرى، به اين اميد كه در دل شبهاى سرد براى خدا نماز بگزارم و در روزهاى گرم روزه بگيرم! پسرم اين راه (راه آخرت) بيمناك است.
زیاد استغفار کنید؛ ذکر بگویید. بیکار ننشینید؛ طوری هم ذکر نگویید که همه بفهمند! بعضی ها هستند صلوات می فرستند و وقتی به «صل» می رسند همچنین غلیظ و تند می گویند که همه می فهمند این دارد چیزی می گوید!! یا بعضی استغفر الله می گویند ولی غین را طوری می گویند که آدم فکر می کند چه شده است !! لا اله الا الله بگویید یا حی یاقیوم بگویید. چه می دانم دعاهای ماه رجب را بخوانید. حتما دعای «یا من ارجوه لکل خیر» را بعد از نماز ها بخوانید.
... و اگر به طاعت خدا موفق شدید، مبادا با عجب و غرور همه را بر باد بدهید! مدام از خود ناراضی باشید. در حدیث داریم «مومن صبح را شام نمی کند مگر آنکه به نفس خویش بدگمان است.» جایی که بنده از خود راضی باشد، در آنجا رضایت حق نیست. دستورات خداوند همچون دستورات طبیبی است که برای پرورش روح و زدودن بیماری های اخلاقی و روحی و ... است، اگر کسی به دستورات طبیب عمل کرد باید سر طبیب منت بگذارد؟!!! یا باید همیشه شاکر باشد؟
راستی، (خوب شد یادم افتاد): در روز حتما قرآن بخوانید. نکند روزی بیاید و ما اصلا سراغ قرآن نرویم. بخوانید. 5 صفحه، 10 صفحه .. هر چقدر حال داشتید بخوانید. با تامل و تدبر ! حتما هم لازم نیست یک ضرب بخوانید؛ بعد از هر نماز چند صفحه بخوانید. اگر بتوانید نیم جزء بخوانید که زهی سعادت! این طوری تا قبل از ماه رمضان یک دور ختم می کنید. که ماه رمضان هم یک دور دیگر ختم کنید ان شاءالله.
مدتی مواظب باشید، ان شاءالله تا عید فطر یک برنامه خودسازی بریزید. که در این مدت یک جهش بتوانیم بکنیم. آنگاه حلاوت و شیرینی آن را خواهید چشید. انشاءالله تعالی
و من الله التوفیق
التماس دعای فرج
والسلام علیکم و رحمةالله
بسم الله الرحمن الرحیم
قال الباقر علیه السلام : «ما عَرَفَ اَللهَ مَن عَصاهُ».
امام محمد باقر علیه السلام فرمودند: کسی که خدا را نافرمانی می کند، او را نشناخته است.
توجه بفرمایید چه نکته جالبی اینجا وجود دارد! کسی که خدا را نافرمانی می کند او را نشناخته است، الحق که چقدر حکیمانه است.
اگر می دانست که خدایی دارد عالم است، عادل است، قادر است، ناظر است، حاکم است، آیا باز گناه می کرد؟! اگر می دانست عالم محضر خداست؛ خدایی که او را آفریده و شدیدالعقاب است، آیا نافرمانی می کرد؟
انسان، نزد یک شخص معمولی هر گونه گناهی نمی کند! حالا چه شده که در محضر خداوند سبحان به خود این جسارت را می دهد، که نافرمانی کند؟! خداوندى كه از تمام نيات و اعمال، خرد و كلان، آشكار و نهان، آگاه است، گردش چشمهاى خطاكاران را مى بيند. نجواى نجوا كنندگان را مى شنود و از آنچه در دل داريم يا در سر مى پرورانيم آگاه است (يَعْلَمُ خائِنَةَ اْلأَعْيُنِ وَ ما تُخْفِي الصُّدُورُ).
او به ما از ما نزديكتر است، نزديكتر از شريانهاى گردنمان و نزديكتر از رگهاى قلبمان (وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريدِ).
هيچ حجابى ما را از او مستور نمى دارد، و در هيچ زمان و مكانى از ما جدا نيست (وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ).
أَ لَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرى ؟؟ آیا او ندانست خدا می بیند ؟!!!
به راستی اگر هزار بار هم اعتراف کنیم «رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرين» کم است!
حال، ما یک بار هم خودمان را در برابر خدا نمی شکنیم، خدا نیز که همچون ما نیست که در فکر انتقام باشد (ذات پاکش، منزه و مبراست از هرگونه عیب و نقص) و انتظار توفیقات بیشتر هم داریم !!
رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ، وَتَجاوَزْ عَمّا تَعْلَمُ، اِنَّكَ اَنْتَ الاَْعَزُّ الاَْكْرَمُ.
پروردگارا بيامرز و رحم كن و درگذر از آنچه مى دانى كه براستى تويى عزيزتر از همه و گرامى تر.
پی نوشت :
1. این حدیث رو به مناسبت ولادت پنجمین امام نور حضرت باقرالعلوم علیه السلام، نوشتم؛ رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّميعُ الْعَليمُ ![]()
2. این عید بزرگ و فرا رسیدن ماه رجب مبارک ! ![]()
3. واااااااای خدا ، چقدر دلم برای ماه رمضان تنگ شده است! ![]()
![]()
4. فراموش نمی کنم پارسال همین موقع در حرم مطهر حضرت امام رضا علیه السلام بودم، اون موقع ها که جوون تر بودم چقدر قلبم صاف تر بود!
مخصوصا یک بحث هایی در باره توبه و دعا از حضرت استاد مطهری (برای اولین بار) مطالعه کردم!
چقدر منقلب شده بودم. بچه تر که بودم بیشتر حال عبادت داشتم !! ![]()
5. اللهم انصر الاسلام و المسلمین و اخذل الکفار و المنافقین ... ![]()
6. یا علی ![]()
بسم الله الرحمن الرحیم
امیرالمومنین خطاب به امام حسن مجتبی علیهماالسلام :
«... اما بعد؛ تجربه عینی و آشکار من از بد عهدی و بی وفایی دنیا و طغیان و سرکشی روزگار از یک سو، و آغوش گرم و گشاده آخرت، از سوی دیگر وادارم ساخت که تمام هوش و حواسم معطوف خودم باشد، لحظه ای از خود چشم برندارم و به دیگری نسپارم.
فهمیدم که من پیش و بیش از آنکه مسئول مردمان باشم، وظیفه دار خودم هستم. و بر این دریافت و دغدغه ام، عقل نیز صحّه گذاشت و از افتادنم به دام هوس، بازداشت. و تکیلفم را بی هیچ پرده و بیراهه ای روشن ساخت...»
آری! هزار و اندی سال پیش امیرمومنان علی بزرگ (سلام الله علیه) ما را از بی معرفتی دنیا آگاه ساخت و این همه تاکید، به علت اهمیت این موضوع بوده است؛
به راستی که خوار و ذلیل گشت آن که رضایت مخلوقی در نظرش بزرگ جلوه کرد، و خالق مخلوقات را به دست فراموشی سپرد.
مومن را نشاید که از غیر خدا حساب ببرد !
در این باره نیز مولای متقیان امیر مومنان علی بن ابی طالب صلوات الله علیه، در وصف متقین خطاب به همام (که بعد از سخنان حضرت جان به جان آفرین تسلیم کرد) می فرماید :
«عظمت خالق در وجودشان تجلی کرده و غیر آن، در چشمشان کوچک شده».
ای وااااااای بر کسی که رضایت مخلوق، هدف و غایت آمالش شود؛ سرنوشت عمرسعد را ببینید، نه به حکومت ری رسید و آخرتش هم... عمرسعدها در این زمانه کم نیستند؛ این یک نمونه از کسی است که رضایت مخلوق برایش هدف شده؛ مردم چشم ها را باز کنید؛ مبادا از یاد خدا غفلت کنید و بازیچه ای در دست منافقان شوید! مبادا رضایت مخلوق برایتان مهم شود که اگر چنین شود ننگ دنیا و آخرت را خریده اید!
اصولا سرچشمه تمام بدبختی های ما این است که خدا را که اصل است فراموش و مخلوقی که وجود خارجی ندارد، پیوسته در نظر داریم. (در مورد وجود خارجی، عرض می کنم که منظور این است که هستی شان دست خودشان نیست و از دیگری سرچشمه می گیرد، لذا خودشان نیز نمی توانند بر خودشان حاکم باشند چه برسد به دیگری؛ - چون اگر می توانستند، دیگر فانی نبودند و باقی می ماندند. - و هیچ سود یا ضرری نمی توانند داشته باشند؛ حال، چرا ما کسی که هستی اش، حیاتش، زندگی اش حتی در دست خودش نیست را در زندگی مان موثر می شماریم؟! و خدا را که تمام جهان، در قبضه قدرت اوست، فراموش می کنیم؟! قرآن می گوید: لا یضرکم نفعا و لا ضرا، هیچ سود و زیانی به شما نمی رسانند. و در جای دیگر می فرماید : اگر خداوند رحمتی برای شما بخواهد چه کسی می تواند آن را دفع کند؟ و از این قبیل ایات.)
فلهذا، اگر یک چنین جهان بینی داشته باشیم، یک چنین دیدگاهی داشته باشیم، هیچ گاه زیر بار ذلت نمی رویم! هیچ گاه خودمان را کوچک نمی کنیم؛ هیچ گاه برای به دست آوردن یک چیز بی ارزش نزد این و آن دست دراز نمی کنیم، هیچگاه... هیچگاه...
پس وای بر آن کس که چشم امید به غیر خدا داشت ...
والسلام علیکم و علی عبادالله الصالحین
پی نوشت:
۱. در جستجوی خدا، با موضوع «ایمان به معاد و تاثیرات آن» بروز شد. می خواستم طی 2 یا 3 پست بنویسم، اما چون مطالب به هم پیوسته بودند؛ همه رو با هم گذاشتم.
۲. پروردگارا ! به حق رسول اکرم صلی الله علیه و آله، سایه ی ولی امر مسلمین، رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیةالله العظمی خامنه ای (روحی فداه) را بر سر ما مستدام بدار !
۳. وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً (اسراء / 81)
۴. وقتی خطبه نمازجمعه تموم شد، یاد آیه ی «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنينَ ... » افتادم؛ الهی لَکَ الْحَمدُ وَ لَکَ الشَکر !
۵. هر گاه دلم رفت تا محبت کسی را به دل بگیرد، تو او را خراب کردی، خدایا، به هر که و به هرچه دل بستم، تو دلم را شکستی، عشق هر کسی را که به دل گرفتم، تو قرار از من گرفتی، هر کجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم، در سایه امیدی، و به خاطر آرزویی، برای دلم امنیتی به وجود آورم، تو یکباره همه را برهم زدی، و در طوفان های وحشتزای حوادث رهایم کردی، تا هیچ آرزویی در دل نپرورم و هیچ خیری نداشته باشم و هیچ وقت آرامش و امنیتی در دل خود احساس نکنم... تو این چنین کردی تا به غیر از تو محبوبی نگیرم و به جز تو آرزویی نداشته باشم، و جز تو به چیزی یا به کسی امید نبندم، و جز در سایه توکل به تو، آرامش و امنیت احساس نکنم... خدایا ترا بر همه این نعمتها شکر می کنم. (دکتر شهید چمران)
سی و یکم خرداد، روز شهادت شهید چمران ... یادش گرامی باد !
۶. درد دل رهبر عزیزمان (روحی فداه) با حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه و سهل الله مخرجه)
۷. همین الآن که دارم این رو می نویسم، جلوی درب منزلمون تظاهرات شدید شده و مردم با ماموران به شدت درگیر شده اند و با شعار های "مرگ بر دیکتاتور" و "مرگ بر این دولت مردم فریب" و تکبیر، خواستار این هستند که آقای موسوی بیاد سر کار!
من بیم آن دارم که خدایی نکرده، خدایی نکرده، خدایی نکرده .. یک وقت مشمول عذاب های الهی شویم!
پروردگارا ! هر کس می خواهد در مملکت اسلامی و امام زمانی ما، اغتشاش و بی نظمی ایجاد کند، شرش به خودش بازگردان.
عواقب امور ما ختم به خیر بگردان.
تمام مفاسد را از جامعه ی اسلامی ما، اصلاح بگردان.
و عجل اللهم فی فرج مولانا صاحب الزمان
بسم الله الرحمن الرحیم
بحثی پیرامون خشیت الهی از زبان استاد شهید مطهری :
«(یکی از سنت های معمول میان ائمه ی اطهار) عبادت و خوف از خدا و خدا باورى است. يك خداباورى عجيب در وجود اينها هست، از خوف خدا مىگريند و مىلرزند، گوئى خدا را مىبينند، قيامت را مىبينند، بهشت را مىبينند، جهنم را مىبينند. درباره موسى بن جعفر مىخوانيم: حليف السجدش الطويلة و الدموع الغزيرش يعنى هم قسم سجدههاى طولانى و اشكهاى جوشان. تا يك درون منقلب آتشين نباشد كه انسان نمىگريد.» (این بحث چون مربوط به امام کاظم علیه السلام بوده، استاد، به آن امام بزرگوار اشاره فرموده است.)
استاد شهید در جایی دیگر مطلب را بیشتر توضیح می دهد :
«آيه قرآن مىفرمايد: الذين يبلغون رسالات الله و يخشونه و لا يخشون احدا الا الله. از آن آيات كمرشكن براى داعيان و مبلغان دين و مذهب است: آنان كه رسالات الهى را تبليغ مىكنند، آنان كه پيامهاى خدا را به مردم مىرسانند و دو شرط در آنها وجود دارد: يكى اينكه خودشان از خدا مىترسند و ديگر اينكه از غير خدا نمىترسند. خودش از خدا مىترسد و يك آدم خدا ترس است و خوف خدا و خشيت الهى در قلبش جا گرفته است....
دعاى پيغمبر اكرم است: اللهم اقسم لنا من خشيتك ما يحول بيننا و بين معصيتك...
پروردگارا از خشيت و هيبت خودت آنقدر نصيب ما بگردان كه هميشه آن خشيت در قلب ما وجود داشته باشد و همان خشيت، حائل و مانعى بشود ميان ما و معاصى.
اول شرطى كه در اين آيه ذكر مىكند خشية الله است كه از خدا بينه و بين الله بترسد. يعنى آنچنان هيبت و عظمت الهى در قلبش ورود دارد كه تا تصور يك گناه در قلبش پيدا مىشود، اين خشيت، گناه را عقب مىزند. و لا يخشون احدا الا الله. و جز خدا از احدى نمىترسند. از خدا مىترسد و از غير خدا از احدى نمىترسد. البته خشيت يك معناى خاصى دارد كه با خوف فرق مىكند. "خوف" يعنى نگران عاقبت و آينده بودن، فكر و تدبير براى آينده و عاقبت يك كار كردن. ولى "خشيت" آن حالتى است كه ترس بر انسان مسلط مىشود و انسان جرأت را از دست مىدهد. جرأت خود را از دست دادن يعنى شجاعت نداشتن، شهامت نداشتن، اما تدبيرهاى عاقلانه براى نگرانيهايى كه در عاقبت كار ممكن است پيش بيايد غير از اين است كه انسان جرأت و شهامتش را از دست بدهد. قرآن مىگويد: داعيان الى الله و مبلغان حقيقى، در مقابل خدا، خشيتالهى دارند، جرأت و تجرى بر خدا يك ذره در وجودشان نيست، ولى در مقابل غير از خدا جرأت محض هستند و يك ذره خود را نمىبازند. و لا يخشون احدا الا الله.»
پی نوشت:
· الهی توفیق بده فقط عشق و خشیت تو در دلمون باشه ... !
· امروز که مدرسه ها تموم شد، به خودم اومدم و دیدم چقدر با در و دیوارهای بی جان انس گرفتم و چقدر به دنیا دلبستگی دارم؛ حق بدید با این همه دلبستگی، از مرگ بترسم!
· خطبه ی 52 نهج البلاغه خیلی برام موثر بود. حضرت در نکوهش دنیا چند جمله می فرمایند که انسان باورش نمی شه یک بشر چنین سخن گفته باشه! الله اکبر، الله اکبر. براستی که «علی علیه السلام، تجلی قدرت پروردگار است.»
· چند روز پیش نگاهی به کتاب "مشکلات جنسی جوانان" (از ایت الله مکارم شیرازی) انداختم، نکات خیلی جالبی داشت. بنده در یک جمله عرض می کنم که «تمام مشکلات جنسی، از یک نگاه شروع می شوند!» (برای دانلود کتاب اینجا آن کلیک کنید.)
روز زن بر خواهران بزرگوار مبارک ·


